وحدت، آتش‌بس، یا آتش به‌اختیار؟

در هراس از شعله‌ور شدن بیش از پیش جنگ میان باندهای رژیم و پیامدهای آن به‌خصوص با توجه به‌حضور قدرتمند دشمن برانداز مشترک که در گردهمایی بزرگ پاریس رژیم را سراپا تکان داد؛ در روزهای اخیر، بحث تازه‌یی تحت عنوان ضرورت آتش‌بس یا وحدت، بین باندهای رژیم مطرح شده است. برخی سردمداران نظام و آخوندهای دانه درشت نیز به‌میانه افتاده‌اند تا شاید قطار نظام را که روی ریل جنگ و تضاد، با سرعتی روزافزون پیش می‌رود، متوقف کنند یا آن را روی ریل وحدت بیندازند. از جمله آخوند جوادی آملی با اشاره به‌علت اصلی نگرانی و هراس رژیم گفته است: «ایران اسلامی امروز بیشتر از هر زمان دیگری نیازمند وحدت و همدلی است، چرا که بیگانگان و دشمنان انقلاب در حال توطئه علیه نظام اسلامی هستند». (خبرگزاری ایرنا ـ 16تیر) 

مجلس خبرگان ارتجاع نیز طی اجلاسی که در قم برگزار کرد، بر «وحدت در جامعه» تأکید نمود و «مسئولان را به‌پرهیز از دو قطبی کردن جامعه» فراخواند. در همین رابطه آخوند احمد خاتمی از اعضای هیأت رئیسه‌ خبرگان گفت: «جلسه بر این تأکید داشت که همه موظفند... به‌گونه‌یی صحبت نکنند به‌گونه‌یی موضع نگیرند که دشمنان سوءاستفاده کنند یک طرفه نباید به‌سمت دو قطبی کردن جامعه رفت». (1) 

علی لاریجانی رئیس مجلس ارتجاع نیز هشدار داد: «ما با یک طیفی از دشمنان روبه‌رو هستیم و برای مقابله با آنها باید اختلافات را کم کنیم نه این‌که روی اختلافات بنزین ریخته و آن را شعله‌ور کنیم». (2) 

نمونه‌ها از این دست زیاد است و البته بسیاری نیز از نتیجه‌بخش بودن تلاشهای وحدت‌گرایانه اظهار ناامیدی کرده‌اند. از جمله وزیر بهداشت دولت روحانی گفت: «امروز وحدت و همبستگی مورد تأکید است، در این زمینه حرف زیاد می‌زنیم اما در عمل ناتوانیم». (3) 

از آنجاکه این قبیل وحدت‌گرایی‌های نافرجام پیشینه درازی دارد، سؤال این است که با توجه به‌تهدید شدیدی که در حال حاضر هر دو باند حاکم برای موجودیت نظام حس می‌کنند، آیا این خیز جدید برای وحدت، این بار سرنوشت متفاوتی خواهد داشت؟ پاسخ منفی است چرا که لازمه هر وحدتی، گذشت دو طرف یا لااقل یک طرف از منافع فردی یا گروهی است، اما باندها و دستجات چپاولگر تشکیل دهنده این رژیم هرگز حاضر به‌گذشتن از منافع خود نیستند؛ چرا که انگیزه و دینامیسم خود را از همان منافع می‌گیرند. از سوی دیگر شرایط خطیر کنونی خود از عوامل تشدید جنگ و جدال باندهاست و هراس از پیامدهای آن نمی‌تواند وحدت‌بخش باشد. به‌عنوان نمونه، در جریان انتخابات شاهد بودیم که پیشروی جنبش دادخواهی و شرایط سیاسی اجتماعی جدید حاصل از آن که خود را در نفرت عمیق و گسترده مردمی علیه آخوند رئیسی به‌عنوان جلاد 67نشان می‌داد، روحانی را برانگیخت که برای بهره‌برداری از این فضا «38سال زندان و اعدام» را مطرح کند و با این اعتراف، مستقیماً به‌قلب ولایت برآمده از قتل‌عام شلیک کند؛ اما اگر روحانی از این فرصت استفاده نمی‌کرد، به‌احتمال بسیار جنگ انتخابات را به‌حریف خود می‌باخت.

نمونه دیگر را در جریان سفر ظریف به‌فرانسه و تلاش ناکام او برای ممانعت از برگزاری گردهمایی بزرگ مقاومت ایران در پاریس شاهد بودیم؛ این بار این باند خامنه‌ای بود که احساس کرد فرصت مناسبی برای وارد آوردن ضربه سنگینی به‌رقیب به‌دست آمده است؛ به‌خصوص که ظریف در این سفر با رئیس شرکت توتال درباره بستن قرارداد نفتی 5میلیارد دلاری دیدار کرده بود؛ بنابراین یکی از دلایل عمده حملات شدیدی که به‌قرارداد توتال می‌شود، باز هم هراس از موقعیت مجاهدین و مقاومت ایران و گردهمایی پاریس است.

در این‌جا نظام بحران‌زده آخوندی با یک تناقض و پارادوکس دردناک مواجه است. از یک سو به‌شدت هراسان است و احساس نیاز می‌کند به‌خاطر حضور قدرتمند مقاومتی که صدایش مبنی بر ضرورت و حتمیت سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران در سراسر جهان شنیده شده و موجب تغییر سیاست قدرتهای بین‌المللی شده، در درون خود به‌وحدت و انسجام دست یابد تا با این خطر مقابله کند، اما از سوی دیگر وجود همین تهدید و تلاطمی که این مقاومت و استراتژی آن (هزار اشرف) در جامعه ایران برانگیخته، باندهای رژیم را هول کرده و هراسان، بیش از پیش به‌جان هم انداخته است. تجربه بارها آزموده شده این است که در این رژیم و در مناسبات درونی آن نیز، اصالت و اولویت با تضاد و جنگ قدرت است، نه با همزیستی و سازش؛ بنابراین هر نمود و ندای وحدت در این کویر، به‌سان توده ابر ناپایدار و سترونی است که با اولین باد مخالف، در فضا از هم می‌پاشد و هرگز نمی‌بارد.

پانویس: ــــــــــــــــــــــــــــ
1ـ تلویزیون شبکه خبر رژیم ـ 15تیر 96
2 ـ سایت حکومتی تسنیم- 15تیر 96
3 ـ سخنرانی حسن قاضی‌زاده هاشمی ـ سایت حکومتی افکار نیوز 15تیر 96.

نظرات

پربیننده ترین

قتل‌عام ۶۷ ـ جوسازی و شیطان‌سازی برای کشتار _ شماره ۲۴