قتلعام 67 ـ آغاز دوران محکومیت ـ شماره ۹
همه جای دنیا زندونی بعد از دادگاه دیگه خیالش از بابت کابل و شکنجه و بازجویی راحته. اما تو زندونهای جمهوری اسلامی، دوران محکومیت خودش داستانها داره. با نگاهی به خاطرات یکی از زندانیان در « سرود سیاوشان » با شرایط دوران محکومیت هم آشنا میشویم. ورود به زندان قزلحصار و آغاز دوران محکومیت ... نوبت ما شد. 2پاسدار با ماشین دستی سلمانی، وسط زیرهشت ایستادند و کسانی را که چند متر عقبتر، کِز کرده بودند، صدا کردند. ابتدا موهای سر و بعد تمام یا قسمتی از ابرو زندانی را با ماشینِ صفرچهار تراشیدند. پاسدار دیگر، مشتی از موها را بهدستش داده و وادارش میکرد بخورد. بقیه موها را هم جمع کرده و بین سلولها توزیع کردند. هر سلول بایستی موها را بین نفرات تقسیم و هر کس سهمش را میخورد. من که هنوز از دیدن این صحنهها مات و مبهوت بودم، با لگدی که بر پهلویم نشست هشیار شدم و خودم را جمع کردم. پاسدار سوری یقهام را گرفت و با ضربهیی به وسط قربانگاه یا آرایشگاه! انداخت. اولین بار بود که سرم را از ته میزدم. لحظهیی خودم را با سر و ابروی تراشیده تجسم کردم. یاد بچهها در اوین و صحنههایی از بازجویی ا...