قلب خانهی کیست؟؛ به بهانهی ۳۰دی
میترا از تهران از زمانی که خیلی کوچک بودم یادمه که، یه جا توی قلبم بود که همیشه خالی بود . نه جای پدر بود، نه جای مادر بود، نه برادر و نه هیچکس دیگه. اما همیشه خالی بود. بارها برام سوال شد، که این جای خالی برای چیه؟ چرا من همیشه فکر میکنم که یکی کمه؛ یه چیزی کمه . یه کم بزرگتر که شدم، وقتی این سوال رو مطرح میکردم، میگفتند: آره عشقت توی زندگیت نیست . گفتم: خیلی جالبه! بعدها فهمیدم که این حرف هم بیهوده است، ضمن اینکه اصلا موضوع این نیست. همه انسانها یه جای خالی توی قلبشون دارند. این جای خالی رو هیچکس نمیتونه پر کنه؛ مگر اونیکه باید بیاد. خدا بیامرز فروغ فرخزاد میگفت: «کسی میآید» «کسی که مادر همیشه او رو سر نماز صدا میکند» بعدها فهمیدم که این یکی که تو عصر خودش، تو زمون خودش، تو جای خودش، سرورت میشه، تاج میشه برات؛ نه تاجی که شاهنشاهیه، کسی که وقتی صحبت میکنه، مو به تنت سیخ میشه. کسی که وقتی صحبتهایش رو گوش میکنی، از صحبتهاش حتی وقتی که پر دردی، آرامت میکنه و به تو انگیزه میده. کسی که وقتی بهت وعده میده، وفا میکنه؛ میدونی که پای حرفهاش میایسته. خیلیها اومدند، ای...