شاعر و شعری گرسنه آزادی(ٰ۲۵مهر، شهادت شاعر آزادی، محمد فرخی یزدی )
عمر فرخی و شعرش، گذار دو یار و دو همسفر بود با ابتلاهای سنگین. دفتر شعر او چونان انسان گرسنه است «گرسنه نان و گرسنه آزادی». این است جوهر و ذات تربیت شده شعر فرخی یزدی. برخی شاعران، مهری از خود بر دفتر روزگاران میزنند و با آن مهر، اندیشه و آرمانشان را بیزوال و بیشکست، به امواج دریا و نسیم مکرر زمان میسپرند. فرخی یزدی یکی از این نشانهگذاران در گذر روزگاران بود: آن زمان که سر به پای آزادی بنهاد و دامن محبتش را به خون خویش برای آزادی، رنگین نمود. محمد فرخی یزدی در سال ۱۲۶۴شمسی در یک خانواده متوسط بهدنیا آمد. شوق شاعری از کودکی به جانش افتاد. فکر میکرد طبع شعرش بهدلیل مطالعه اشعار سعدی است. علوم مقدماتی را در یزد خواند. قدری در مکتبخانه و مدتی هم در مدرسه مرسلین انگلیسی یزد تحصیل کرد. تا ۱۶سالگی درس خواند و فارسی و مقدمات عربی را یاد گرفت. آشنایی با فاصلههای طبقاتی و جامعه عقبمانده و تحت سلطه، نگذاشت که فرخی فقط با شعر و ادب، تنهاییاش را سیراب کند. ظلم و ستم دربار و استعمار را دید. کنج عافیت و شعر بیدرد سرودن را، درمان دردهای مردم و جامعهاش نمیدانست. چشمش به امیدآفرینیهای...