میرزاده عشقی، عشقی با زبان شمشیر
گرسنه چو شیرم و برهنه چو شمشیر برهنهیی شیرگیر و گرسنهیی شیر میرزاده عشقی- عشقی سرشار سده سیزدهم هجری شمسی اولین سالهای خود را پشت سر میگذارد و حکومت استبدادی در حال محکمکردن چفت و بستهای دیکتاتوری در میهن است… اما دگربار وجدانهایی بیدار با قلبهایی از عشقی سرشار؛ با افکاری روشن و هوشیار، فریاد اعتراض خود را علیه خیانت حاکمان ستمکار در هر جا که امکان آن را مییابند، سر میدهند. یکی از این وجدانهای بیدار و عاشقان بیقرار، که بیپروا آمال و اندیشههای مبارزاتی خود را بر زبان میراند، جوانی است پر شور و شیردلی با زبان شمشیر که میسراید: تمام مملکت آنروز زیر و زبر گردد که قهر ملت با ظلم روبهرو گردد به خائنین زمین آسمان عدو گردد زمان کشتن افواج مردهشو گردد میرزاده عشقی- عشقی سرکش روح سرکشی در او بود که قرار و آرام نداشت. نام اصلیاش سیدمحمدرضا، فرزند حاجابوالقاسم کردستانی بود که به «میرزاده عشقی» معروف شد. شاعر، روزنامهنگار و مبارز میهنپرستی که در تیرماه سال ۱۳۰۳توسط دیکتاتوری رضاخان بهشهادت رسید. به عقیده بسیاری از مورخین، عشقی از مهمترین روشنفکران دوران روشنگری پ...