نوشتهای از زندانی سیاسی علی معزی پدر دو مجاهد اشرفی در حمایت از زندانیان اعتصابی در زندان گوهردشت کرج
اسفند ماه بود نزدیک عید 58مرتضی (امامی) که درود خدا و فرشتگان بر او باد را دیدم، که با قد و قامت رشیدش رو به ما میاید. جلو رفتم و گفتم از اینکه امروز دیر میبینمت احساس کم و کسری میکنم. گفت چیزی نیست به بازدید از زندان گوهردشت رفته بودم، گفتم چطور بود؟ گفت تقریباً تکمیل شده و بعد اضافه کرد که به ساواک وصال نداد، اما دو سه سال دیگر جای خودمان است. گفتم چی؟! مگر انقلاب نشده؟ یعنی باید بعد از انقلاب باز هم به زندان بروید؟! جملاتی به این مضمون گفت که تو نمیدانی ارتجاع خیلی کثیف است. انقلابیون واقعی و آزادیخواهان را اصلاً تحمل نخواهد کرد! حدود سه سال بعد، در حالی که یکسال از شهادت مرتضی از بالای تپههای اوین میگذشت، خودم را در یکی از سلولهای انفرادی زندان گوهردشت دیدم. در تنهایی خویش یادش را گرامی و بر صدق گفتار و کردارش درود فرستادم. فضای زندان گوهردشت کرج آمیخته با عطر روح و روان شهدای دهه شصت و چند هزار تن از شهدای قتلعام تابستان 67 است. در سالهای اخیر نیز شهدایی همچون حجت زمانی، علی صارمی، ولیالله فیض مهدوی، عبدالرضا رجبی، محسن دگمهچی، منصور رادپور و شاهرخ زمانی و ...