پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب فردوس،مصور،پرچم،حافظ،فرحبخش،زندگی،سکه،انتخاب،واژه

یادداشت‌های مصور

تصویر
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد به این دیر خراب‌آبادم (حافظ) و این داستان از «بودن» تا «شدن» آدمی است. از سرگشتگی‌ به قرار رسیدن و از آوارگی به پناه‌آباد فرحبخش. اما آیا این همه را با پای صورت خود می‌پیماییم یا با پای سیرت و سر خویش؟ داستانهای حیات ما برایمان نوشته و گفته‌اند که آدمی، کمال‌جو، زیباخواه و راحت جان‌ طلب است. اما کمال‌خواهی و به زیبایی رسیدن، بدون غنا و راحت جان، هرگز میسر نگشته و نخواهد گشت. مدعیان صوری را در این راه، هیچ راحت و استغنایی نبوده و نیست. دیدن و باور کردن، عادتی ازلی بوده که مسیر زندگی ما را نشانه‌گذاری کرده است؛ اما سیرت‌های بخشنده‌یی هم بوده و هستند که این نشانه‌ها را پرچم‌های فریب نام نهادند. پس مسیر دیگری پیدا شد: «عالمی دیگر بباید ساخت، وز نو آدمی». تله‌های دیگری هم همیشه ما را به کام خود کشیده‌اند: شقاوت جهل و خرافات؛ همان رنجی که متشرعین ریاکار، آن را برای مردمان، خوش می‌دارند تا از آنان کولی بگیرند. اما سکه‌ی زندگی را هم همیشه دو سو و دو روی بوده است. یعنی دو انتخاب و دو انسان. در این میان، آدمیانی هم بوده‌اند که کارشان فقط نگریستن...