قتلعام ۶۷ ـ فصل تحریم و اعتراض و دفاع از کلمه ـ شماره ۱۴
با شروع اعتراضات صنفی زندانیان روشهای فشار زندانبان هم تغییر کرد. هر روز فشار بیشتر و مقاومت بالاتر میرفت. از فروردین سال 65 زندان قزلحصار تخلیه شد و زندانیان تهران به اوین و گوهردشت منتقل شدند. عجیب اینکه با بالارفتن فشار، طراوت و مقاومت بچهها هم بالاتر میرفت. کم کم اعتراضات صنفی رنگ و بوی سیاسی و بعد عقیدتی پیدا میکرد. بعد از این بود که تو اوین و بعضی از بندهای گوهردشت وقتی اتهام زندونیرو میپرسیدن، بسیاری عبارت «مجاهدین» رو استفاده میکردن و این برای پاسدارها قابلتحمل نبود. میگفتن باید بگین منافق. گاهی بهخاطر همین یه کلمه زندونی رو تا آستانه مرگ میزدن... یک خاطره از سالن ۵اوین از یادداشتهای حسن ظریف: روزی پاسدار مجتبی حلوایی وارد بند شد و با لحنی تهدیدآمیز و عصبی رو به جمع گفت: شنیدهام تعدادی از شما صبح که برای دادیاری رفته بودید اتهام خودتان را «مجاهدین» گفتهاید! من، همینجا به همهتان اخطار میکنم. گفتن این کلمه جرم است. هنوز جملهاش تمام نشده بود که همهمه و اعتراض بچهها بلند شد. هرکس چیزی میگفت. امیرحسین جلوتر رفت و گفت: اسم من امیر حسین حسینیه و اتهامم مجاه...