قتلعام ۶۷ ـ فراتر از شقاوت ـ شماره ۳۰
میدانیم که یکی از روشهای جنایتکارانه خمینی و مزودرانش برای درهمشکستن دختران مجاهد و مبارز تهدید جنسی و اعمال روشهای غیراخلاقی در بازجویی بود و با فتوای خمینی (تجاوز دختران باکره قبل از اعدام) همین رذالت، عام و در سایر زندانها و شهرستانها هم اجرا شد. در گزارش دوستی با عنوان «راز سر به مهر مینا» با گوشهیی از جنایت پاسداران ـ نه در زندان اوین و عادلآباد و وکیل آباد و زندانهای بزرگ، که در گلوگاه ـ آشنا میشیم و میبینیم که چطور با شکنجه و بیحرمتی به دخترک معصوم مینا عسگری، پدر بیگناهش هم زجرکش کردن. کاری که از هیچ شیطان و هیولا و داعشی برنمیاد. این دوست در قسمتی از گزارشش نوشته: «... بیتاب به دهان آقای عسگری چشم دوخته بودم: بگو که خواب بودی... بگو که دیدی مینایت از پشت میلهها دارد به تو دست تکان میدهد. بگو که مینایت تلاونگت میشود... . پیر مرد گفت: مینای من... دراز کشیده بود روی زمین. خون سینهاش خشک شده بود و شتک زده بود روی صورتش... آقای عسکری با دو دست صورتش را پوشاند. تکانهای کتفش مرا هراسان کرده بود! - نمیدانم بعد از آن چه کردم. کتم را در آور...