۱۸ تیر و مواضع اجزاء ولایت فقیه درباره آن

آغاز
خیزش دانشجویی ۱۸ تیر با اعتراضات دانشجویی و حمله متقابل نیروهای لباس شخصی و انتظامی به کوی دانشگاه تهران آغاز شد. در روزهای بعد دامنه اعتراضات دانشجویی در سطح شهر گسترش یافت و ابعاد اجتماعی پیدا کرد. سرانجام این حرکت اعتراضی گسترده با ورود مستقیم سپاه و بسیج، و ضد تظاهرات ۲۳ تیر سرکوب شد. هرچند جنبش دانشجویی و حرکت های اعتراضی مردم ایران متوقف نشد و مترصد فرصت های آتی باقی ماند چناچه در تابستان ۸۸ در ابعاد بسا گسترده تر بروز و ظهور یافت و پیام پایان به خامنه ای ارسال کرد.
سران حکومت از خامنه ای، خاتمی، روحانی و ... در سرکوب این حرکت اعتراضی گسترده نقش اساسی داشتند مروری بر مواضع آنها در آن مقطع تاریخی خالی از فایده و درس آموزی نیست.
خامنه‌ای ‌
خامنه‌ای دوشنبه ۲۱ تیر به صحنه آمد و در حالی که نیروهای «آتش به اختیار» طی روزهای ۱۸ تا ۲۱ به کوی دانشگاه و دانشجویان حمله کرده‌ بودند، از ترس گسترش اعتراضات دانشجویان و از موضع ضعف گفت: «حمله به خوابگاه جوانان و دانشجویان است. این حادثه تلخ، قلب مرا جریحه‌دار کرد؛ حادثه غیرقابل قبولی در جمهوری اسلامی بود. حمله به منزل و مأوا و مسکنِ جمعی - به‌خصوص در شب یا در هنگام نماز جماعت - به هیچ وجه در نظام اسلامی قابل قبول نیست... اینکه صد نفر یا ٢٠٠نفر از کوی دانشگاه خارج شدند و حرف‌هایی زدند و شعارهایی دادند، بهانه و مجوزی نمی‌شود برای اینکه کسانی، در هر لباسی و با هر نامی، وارد آن محیط شوند و کارهای ناروایی انجام دهند؛ به‌خصوص وقتی که نام مقدس نیروی انتظامی در میان می‌آید، عملی که موجب شود نیروی انتظامی بدنام گردد، قضیه را سخت‌تر می‌کند. مگر من بارها نگفته‌ام در اجتماعات کسانی که مخالف‌اند، هیچ‌کس نباید رفتار خشونت‌آمیز داشته باشد؛ چون این، دشمن را خوشحال می‌کند. بارها ما این حرف را گفتیم، چرا گوش نکردند؟! چرا گوش نمی‌کنند؟!»
حجاریان
سعید حجاریان از اطلاعاتی های قدیمی، و کسی که از او به عنوان تئوریسن جناح خاتمی یاد می‌کردند، می‌گوید: «وقتی دانشجوها از کوی دانشگاه بیرون آمدند، بین میدان ولیعصر بودند تا حرکت کنند به سوی خیابان آذربایجان، من در آن هنگام دفتر آقای خاتمی بودم. آن زمان من عضو شورای شهر تهران بودم.» «من به خاطر این کار رفته بودم دفتر خاتمی که آقای صفوی (فرمانده سپاه) زنگ زد به آقای ابطحی و گفت که خط قرمز ما خیابان جمهوری است، هر کسی از این خیابان پایین‌تر بیاید، می‌زنیم. متوجه شدیم که بچه‌های دانشجو دارند رو به پایین حرکت می‌کنند، به من گفتند که بروم با آنها صحبت کنم، رفتم با دانشجوها صحبت کردم، یک طرف بچه‌های رحیم بودند، یک طرف هم بچه‌های دانشجو، با قسم و آیه و من بمیرم تو بمیری، سر راهپیمایی را کج کردم به سمت کوی دانشگاه و گفتم برید من هم می‌آیم به کوی.» [فارس ۹آبان۸۵]
قالیباف
قالیباف که در سال ۷۸ فرمانده! نیروی هوایی سپاه بود به همراه ۲۳ تن دیگر از فرماندهان سپاه از خاتمی خواهان سرکوب دانشجویان می‌شوند. قالیباف بعدها در مورد این نامه گفت: «حادثه‌ی سال ۷۸ که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد، آن نامه‌ای را که نوشته شد من نوشتم. بنده و آقای سلیمانی. وقتی در کف خیابان به سمت بیت رهبری راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی سپاه بودم. عکس من الان روی موتور ۱۰۰۰ با چوب هست. با حسین خالقی. ایستادم کف خیابان که کف خیابان را جمع کنم. آن جایی که لازم باشد بیاییم کف خیابان و چوب بزنیم، جزو چوب زن‌ها هستیم. افتخار هم می‌کنیم. نگاه نکردم که من، سردار و فرمانده نیروی هوایی هستم و تو را چه به کف خیابان؟» [کلمه۲۵ اردیبهشت ۹۲]
فرمان سرکوب توسط خامنه‌ای
خامنه‌ای در شامگاه سه شنبه ۲۲ تیر به میدان آمد و خواستار سرکوب اعتراضات دانشجویان شد. خامنه‌ای با «اشرار» نامیدن دانشجویان در پیامی‌گفت: «دو روز است که جمعی از اشرار با کمک و همراهی برخی از گروهک‌های سیاسی ورشکسته و با تشویق و پشتیبانی دشمنان خارجی در سطح تهران، به فساد و تخریب اموال و ارعاب و عربده‌جویی پرداخته و موجب سلب امنیت و آسایش مردم شده‌اند. دشمنان زبون و حقیر اسلام و انقلاب گمان کرده‌اند انقلاب و مردم مومن و انقلابی به آنان اجازه خواهند داد که با فتنه‌انگیزی خود، راه سلطه امریکای جنایتکار را بر میهن عزیز ما هموار کنند. گروهک‌های وابسته و معاند، طبق تحلیل اربابان و معلمان خود گمان کرده‌اند مردم ایران از اسلام و انقلاب دست برداشته‌اند و به خیال باطل خود می‌خواهند از انقلاب اسلامی انتقام بگیرند، ولی غافل از این‌که ملت مومن و شجاع و هوشیار به آنان و اربابان و پشتیبانان آنان اجازه ادامه شرارت را نخواهند داد و نظام مقتدر اسلامی، آنان را به‌شدت منکوب خواهد کرد. به مسئولان در دولت و بخصوص مسئولان امنیت عمومی تأکید شده است که با درایت و قدرت، عناصر مفسد و محارب را در جای خود بنشانند و بی‌شک کسانی‌که چشم به فتنه‌انگیزی‌های این روسیاهان دوخته‌اند، مأیوس خواهند شد. ملت بزرگ ایران مخصوصاً جوانان عزیز باید در کمال هوشیاری مراقب حرکات دشمن باشند و به‌طور کامل با مأموران همکاری کنند و عرصه را بر عناصر مزدور و خودفروخته دشمن تنگ نمایند و بخصوص فرزندان بسیجی‌ام باید آمادگی‌های لازم را در خود حفظ کنند و با حضور خود در هر صحنه‌ای که حضور آنان در آن لازم است، دشمنان زبون را مرعوب و منکوب سازند.» با این پیام خامنه‌ای عملا سپاه و بسیج که قبلا برای ورود آن توسط روحانی و خاتمی زمینه‌سازی شده بود، وارد صحنه شدند و به سرکوب پرداختند.
تأیید خاتمی
خامنه‌ای اما بعد از ورود سپاه و بسیج به دستور روحانی، خاتمی، و با صلاحدید! خامنه‌ای، در ۸ مرداد بی پرده از سرکوب دانشجویان حمایت کرد. خامنه‌ای گفت: «اینها خودشون شایعه رو القاء می‌کنند و خودشان هم باور می‌کنن که بین مسئولین اختلاف هس نه آقا بین مسئولین اختلافی نیست. همون روز سه شنبه عصری که مسئولین تراز اول کشور، لازم دیده شده بود که بیان، با بنده یه جلسه‌ای بذارن و آمدن اونجا، روسای محترم سه قوه، رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت، وزرای محترم اطلاعات، کشور، دیگران، بعضی بودن. من دقت کردم تو حرفهای اینها، دیدم همشون یک حرف می‌زنن، همشون یک چیز می‌خوان، همشون دنبال یک مطلبن، یه هدفن، مسئولین کشور اینجورین، من الان عرض می‌کنم، خب، می دانم که ملت ایران می‌دانه و با تکرار من خوشحال هم می‌شه و دشمن هم می‌دانم که می‌دانه و با تکرار من ناراحت می‌شه. همه بدونن مواضع روسای کشور به خصوص، رئیس جمهور محترم در این قضایا، مواضعی بود که صد در صد مورد تایید و حمایت منه. بنده از مسئولین کشور به طور قاطع دفاع می‌کنم و حمایت می‌کنم. از روسای سه قوه دفاع می‌کنم، حمایت می‌کنم، از شخص رئیس جمهور به طور قاطع من حمایت می‌کنم» [نماز جمعه۸مرداد۷۸]
اما رویکرد «رئیس جمهور محترم» از دیدگاه خامنه‌‌‌‌‌‌‌ای یعنی خاتمی، در قضایای ۱۸ تیر چه بود؟
خاتمی
فیروزآبادی، «رئیس پیشین ستاد کل نیروهای مسلح» حکومت، گفته بود «که دستور ورود سپاه و بسیج را خاتمی صادر کرده است. این تصمیم شورای‌عالی امنیت ملی و تأیید رئیس‌جمهور بود. آن زمان جلوی خود بنده آقای روحانی با آقای خاتمی تماس گرفتند و گفتند وضع این‌گونه و جمعبندی این است و ایشان گفتند دیگر هر تصمیمی که گرفتید انجام دهید، از این به بعد هم همین‌طور خواهد بود». [فارس ۲۵ مهر ۹۵]
خاتمی در پنجم مردادماه ۷۸، در سخنرانی خود در دیدار با مردم همدان گفت: «بعد از حادثه‌ی کوی دانشگاه، شورش پیش آمد. شورش و بلوا در تهران، حادثه‌ی زشت و نفرت‌آوری بود که ملت عزیز و مقاوم و صبور و منطقی ما را مکدر کرد. آنچه در تهران پیش آمد، لطمه به امنیت ملی بود؛ تلاشی بود برای برهم زدن آرامش مردم شریف و تخریب اموال عمومی و خصوصی و بالاتر از آن، اهانت به نظام و ارزش‌های آن و مقام معظم رهبری. آنچه پیش آمد، حادثه‌ی ساده‌ای نبود؛ تلاشی بود برای مرزشکنی و برای ابراز کینه‌توزی علیه نظام که نه رابطه‌ای با این ملت شریف داشت و نه نسبتی با دانشگاه و دانشگاهیان. حادثه‌ی شورش، یک حرکت کور، یک بلوا، یک حرکت ضد امنیتی، با شعارهای منحرف‌کننده بود که به نظر من برای مخدوش کردن شعارهای مطرح‌شده در دوران جدید ریاست‌جمهوری به وجود آمد. تحریک احساسات مردم متدین و دل‌سوز و وطن‌خواه که تاب تحمل حمله به ارزش‌ها، رهبری، و مقدسات خود را ندارند، فقط از آن جهت صورت گرفت که ملت به خشونت واداشته شود. در واقع این شورش، نه تنها یک اقدام ضد امنیتی بود بلکه اعلام جنگی بود به رئیس‌جمهور و شعارهای او. به یاری خداوند این بلوا خاموش شد»[ کتاب مردم‌سالاری، نوشته خاتمی نشر طرح نو، تهران، ۱۳۸۸، ص ۱۰۵]
روحانی
روحانی در روز ۲۳ تیر در دانشگاه تهران در مورد سرکوب دانشجویان گفت: «از نیروی انتظامی به خاطر تلاش‌های شبانه‌روزی‌اش در این چند روز، از نیروی عزیز و قهرمان بسیج و همچنین پرسنل بیدار وزارت اطلاعات تشکر، سپاسگزاری و قدردانی نمایم که تلاش و فعالیت فوق‌العاده‌ای در این چند روز داشته‌اند» «دیروز نسبت به این عناصر دستور قاطع داده شد، دیروز غروب دستور قاطع صادر شد تا هر گونه حرکت این عناصر فرصت‌طلب، هر کجا که باشد با شدت و با قاطعیت برخورد شود و سرکوب شوند. مردم ما شاهد خواهند بود که از امروز نیروی انتظامی، نیروی قهرمان بسیج حاضر در صحنه، با این عناصر فرصت‌طلب و آشوبگر ـ اگر جرئت ادامه حرکت مذبوحانه داشته باشند ـ چه خواهند کرد.» «افراد شرور، افراد وابسته به گروهک‌های سیاسی ورشکسته و منزوی در جامعه ما، مزدوران و وابستگان به قدرت‌های خارجی از این فرصت خواستند سوء استفاده کنند، البته این گروهک‌ها ماه‌ها در انتظار یک فرصت مناسب بودند و فکر کردند این مقطع فرصت مناسبی برای اهداف شوم و پلید آنهاست. یک حادثه تلخی که با حرکت این عناصر فاسد رخ داد، حرمت‌‌شکنی بود» «دشمنان خارجی و داخلی ما باید بدانند ملت ما هوشیار و در صحنه است. مسأله ولایت مسئله فرد نیست، مسئله شخص نیست، ولایت در کشور ما مظهر اسلامیت نظام و استقلال کشور است. مردم ما خوب می‌فهمند و درک می‌کنند دشمن از اسلامیت نظام و استقلال کشور عصبانی است» «در کدام کشور جهان، حرکت‌های آشوب‌طلبانه این چنین تحمل می‌شود؟ اینها خیلی پست‌تر و حقیرتر از آن هستند که بخواهیم نسبت به آنها تعبیر حرکت براندازی را مطرح کنیم. در کجای دنیا و در کدام کشور و توسط کدام دولت، آشوب، تخریب و بر هم زدن نظم جامعه، تحمل می‌شود؟ مگر دولت مقتدر جمهوری اسلامی ایران مسئولین امنیتی نظام، این گونه حوادث را تحمل خواهند کرد؟ این صبر و متانت، در یکی دو روزه برای این بود که ماهیت این چند صد نفر اوباش به‌خوبی برای مردم ما روشن شود و همه به‌خوبی بدانند اینها چه‌کسانی هستند و دارای چه ماهیتی هستند.» [تسنیم ۱۸ تیر ۹۶]
مرتضی نبوی
مرتضی نبوی بعدها در مورد نقش روحانی در سرکوب۱۸ تیر و وارد کردن سپاه و بسیج از جانب روحانی گفت: «در مسئله ۱۸ تیر، شورای عالی امنیت ملی کمی با سستی کار کرد. آقای «روحانی» دبیر وقت شورا در آن زمان در خارج از کشور بود» «وقتی آقای روحانی به کشور بازگشت، مجوز را صادر کرد و این کار موجب شد تا برپاکنندگان این غائله، به لانه هایشان بازگردند.» [فرارو۱۳ بهمن ۸۷]
رحیم صفوی
رحیم‌صفوی درباره نقش روحانی در سرکوب دانشجویان گفت: «من برای اولین‌بار همین‌جا عرض بکنم که من در آن قضیه برخورد جدی با وزیر کشور وقت داشتم. در دبیرخانه شورای‌عالی امنیت ملی که دبیر آن آقای دکتر حسن روحانی بود، یک برخورد لفظی بین ما پیش آمد و آقای روحانی به نفع سپاه رأی داد و گفت: «سپاه باید بیاید؛ برای دفع فتنه تهران». بعد از اینکه موضوع گزارش شد و حضرت آقا هم اجازه دادند، با ورود بسیج و سپاه، در چند ساعت این فتنه تمام شد.» [فارس ۱۸ تیر ۹۴]
متهم!
۲ سال پس از این رویداد «قوه قضاییه»! همه سران و نیروهای نظامی و لباس شخصی حکومت را تبرئه کرده و فقط یک سرباز نیروی انتظامی! به جرم! دزدی ریش تراش محکوم شد.

نظرات

پربیننده ترین

قتل‌عام ۶۷ ـ جوسازی و شیطان‌سازی برای کشتار _ شماره ۲۴