گورخواب های گورستان نصیر آباد؛ نفس راحت! قبرستان

آغاز! فاجعه
روزنامه شهروند در ۷ دی ۹۵ از گورخواب های نصیرآباد نوشت. گزارشی که در آن آمده بود: «این گورها عموما برای خواب مورد استفاده قرار میگیرند و در طول روز و زمانی که افراد برای تهیه پول مواد و غذا ضایعات جمع میکنند یا گدایی میکنند، خالی هستند؛ اما باید حواسشان به گورشان باشد چرا که از طرف دیگر کارتنخوابها، مورد سرقت قرار میگیرند. به پتوهای پاره و لباسهای کهنه هم رحم نمیکنند.»
روحانی ـ مدعی احقاق حقوق شهروندی، در نظام ولایت فقیه ـ در برابر تصویر گورخواب های نصیرآباد گفته بود: «شنیده بودیم بعضیها از فقر و بیچارگی کارتن خواب میشوند یا زیر پلها میخوابند؛ در کشورهای اروپایی دیده بودیم فقرا در ایستگاه مترو و زیر پلها شب را به صبح میآورند. اما قبرخواب را کمتر شنیده بودیم».
موضوع گورخوابها رسانهای شد. انزجار از بی کفایتی حکومت در مردم شدت یافت. حکومت در ناچاری و تنگنا برای رفع و رجوع فاجعه، تقلایی کرد اما ...
رانده از گور
«رانده از گور، مانده در بیابان» عنوان گزارش میدانی «وقایعاتفاقیه» از نصیرآباد و عاقبت گورخوابهایی که ۶ ماه پیش خبرساز شدند.
سرنوشت گورخوابها
دی ۹۵ بود که خبر گورخوابها همهجا پیچید. جایی حوالی شهریار، در منطقهای به نام نصیرآبادِ باغستان، گروهی از زنان و مردان بیخانمان درگیر اعتیاد، در میان سوز و سرمای زمستان، شبها را در تنها گورستان این منطقه و در میان قبرها میگذراندند. باورش سخت بود و تحملناپذیر. تصاویر این ماجرا که پخش شد، خیلیها نگاهشان به نصیرآباد دوخته شده تا ببینند چه کسی میخواهد کاری برای بیخانمانهای این منطقه انجام دهد. احداث گرمخانه برای اقامت کارتنخوابهای نصیرآباد و انجام اقدامات لازم برای درمان اعتیاد آنان ازجمله برنامههایی بود که پس از رفتوآمدهای «وزرا و مسئولان» در دستور کار قرار گرفت. حالا بعد از ۶ ماه وقتی به نصیرآباد سر بزنید، جز ظاهر گورستان که محل اقامت کارتنخوابها بود و امروز به قول آنها «قرق شده»، هیچچیز عوض نشده است. حاصل این همه رفتوآمد و نامهنگاری به اجاره یک خوابگاه مختص مردان محدود شد و زنان کارتنخواب هنوز جایی برای اقامت ندارند. آنها شبانهروزشان را در میان درهها و علفزارهای اطراف نصیرآباد میگذرانند و گاهی برای داشتن یک سقف که چندساعتی زیر آن استراحت کنند مجبور به تنفروشی میشوند. فاجعه در نصیرآباد حالا شکل دیگری به خود گرفته و گورخوابها به حاشیهها رانده شدهاند تا گورستان نفس راحتی بکشد.
بعد از افشای ماجرای گورخوابها، اغلب آنها را به کمپ اخوان انتقال دادند. بعد از خروج از کمپ، اغلب گورخوابهای نصیرآباد مجددا به اعتیاد روی آوردند و برخی از آنها در بیابانهای اطراف نصیرآباد اقامت دارند.
زنان گورخواب
۶ ماه پیش و بعد از پیگیری وضعیت گورخوابهای منطقه، اعلام شد که در نصیرآباد قرار است گرمخانه احداث شود تا سوءمصرفکنندگان موادمخدر در این منطقه از بیخانمانی و گورخوابی نجات پیدا کنند، بااینحال، تمام منطقه را که بچرخید، خبری از گرمخانهای که گفته میشد بودجه آن هم تأمین شده، نیست. تمام حرفوحدیثها درباره احداث گرمخانه به یک خانه اجارهای تنها برای «مردان»، خلاصه شده که با کمترین امکانات قرار است خوابگاه کارتنخوابها و گورخوابهای نصیرآباد باشد.
گورخوابهای نصیرآباد بههمراه تعداد دیگری از کارتنخوابهای این منطقه، روزها تا حوالی ساعت دو بعدازظهر به تنها مرکز کاهش آسیب این منطقه برای درمان مراجعه میکنند. آنها در قالب دستههای چندنفره یا بهصورت تکی به این مرکز رفتوآمد میکنند و برای ساعاتی در حین درمان در زیرزمین این مرکز استراحت میکنند. این مرکز که بعد از انتشار خبر گورخوابها تأسیس شده، در یکی از خیابانهای اصلی نصیرآباد واقع شده؛ یک ساختمان نسبتا قدیمی که زیرزمین آن در اختیار این مرکز قرار گرفته است.
۳۲ زن
جمع ۳۲ نفری از زنان این منطقه که کارتنخواب هستند، شبها را در بیابانهای اطراف نصیرآباد میگذرانند.
سوءاستفاده از بچهها
کوچهپسکوچههای نصیرآباد، در نهایت به نیزارها و بیابانهای اطراف میرسد. کوچههای گردوخاک گرفته و محرومیت مردم منطقه با چرخزدنی در خیابانهای اصلی شهر قابلمشاهده است. شهری جادهای و حاشیهنشین که محل زندگی مهاجران و اقشار کمدرآمد است. این را از تعداد زیاد کودکان زبالهگرد در این منطقه هم میشود فهمید. بزرگترین تفریح بچههای اینجا، نشستن در حاشیه باغها و گپزدن با یکدیگر است. بااینحال، اطلاعات غیررسمی نشان میدهد، هستند بچههایی که بهواسطه اعتیاد اعضای خانوادهشان، از سوی عاملان فروش مورد سوءاستفاده قرار گرفتهاند و به مصرفکننده یا فروشنده موادمخدر در این منطقه تبدیل شدهاند.
گورستان قرق شده
عبور از کانال بزرگ آب نصیرآباد، یعنی نزدیکشدن به محدوده گورستان. اهالی محل میگویند تا پیش از پیچیدن خبر حضور گورخوابها در اینجا، یک جاده خاکی و سنگلاخ، راه رسیدن به گورستان بود اما حالا به خیابانی با یک بلوار گلکاریشده تبدیل شده که نشانی از حال و روز سابقش ندارد. حتی جایی در وسط بلوار، وسیلههای بازی برای بچهها به چشم میخورد که از روی تازگی آنها میشود فهمید عمر زیادی ندارند. گورستان اما در چند قدمی است. حصارهای بتنی دیوار گورستان بهتازگی بالاتر رفتهاند تا احتمالا کمتر جلب توجه کند.
تنفروشی
اقامت در بیابانها، زنان کارتنخواب را در معرض تجاوز قرار میدهد. زنان کارتنخوابی که تنها برای داشتن یک جای خواب مجبور به تنفروشی میشوند. آمارهایی که مسئولان! ارائه میکنند از وجود ۱۷ تا ۲۰ هزار کارتنخواب در تهران و حومه حکایت دارد. براساس همین نقلقولها حدود یکسوم این کارتنخوابها را زنانی تشکیل میدهند که به دلیل اعتیاد به موادمخدر با بحرانهای متفاوتی روبهرو هستند. حضور در محیط آلوده و استفاده از سرنگ مشترک در میان زنان درگیر اعتیاد نیز رواج دارد. در کنار این موارد، آنها اغلب به دلیل راندهشدن از خانه یا ترک خانواده، محلی برای اقامت پیدا نمیکنند و درنتیجه به کارتنخوابی روی میآورند. ماندن در خیابان و حاشیه شهرها، خطرات محیطی را برای زنان چند برابر بیشتر میکند. مورد آزار و سوءاستفاده جنسیقرارگرفتن یکی از مواردی است که بارها آنها را در معرض تهدید قرار میدهد بااینحال و با گذشت چند ماه از ماجرای نصیرآباد، نه مردان کارتنخواب در شرایط ایمنی قرار گرفتهاند و نه زنان از حداقلترین حقوق انسانی خود که داشتن سرپناه است، برخوردارند.
بازگشت به گورستان تاریخ
پدیدههایی مانند گورخوابی، کشتارکولبران، فروش اعضای بدن کودکان، فروش نوزادان، نوزادان معتاد، ارمغان نزدیک به ۴۰ سال حکومت ولایت فقیه بر ایران است. هر دو جناح حکومت به تناوب در این تباهسازی دست داشته و امتحان خود را پس دادهاند. بر ماست که اجازه ندهیم عمر این حکومت به ۴۰ سالگی برسد و آنها را به گورستان تاریخ؛ آنجایی که از آن آمدهاند، برگردانیم تا زندههای ما از گور خوابی برای همیشه برهند.
اقامت در بیابانها، زنان کارتنخواب را در معرض تجاوز قرار میدهد. زنان کارتنخوابی که تنها برای داشتن یک جای خواب مجبور به تنفروشی میشوند. آمارهایی که مسئولان! ارائه میکنند از وجود ۱۷ تا ۲۰ هزار کارتنخواب در تهران و حومه حکایت دارد. براساس همین نقلقولها حدود یکسوم این کارتنخوابها را زنانی تشکیل میدهند که به دلیل اعتیاد به موادمخدر با بحرانهای متفاوتی روبهرو هستند. حضور در محیط آلوده و استفاده از سرنگ مشترک در میان زنان درگیر اعتیاد نیز رواج دارد. در کنار این موارد، آنها اغلب به دلیل راندهشدن از خانه یا ترک خانواده، محلی برای اقامت پیدا نمیکنند و درنتیجه به کارتنخوابی روی میآورند. ماندن در خیابان و حاشیه شهرها، خطرات محیطی را برای زنان چند برابر بیشتر میکند. مورد آزار و سوءاستفاده جنسیقرارگرفتن یکی از مواردی است که بارها آنها را در معرض تهدید قرار میدهد بااینحال و با گذشت چند ماه از ماجرای نصیرآباد، نه مردان کارتنخواب در شرایط ایمنی قرار گرفتهاند و نه زنان از حداقلترین حقوق انسانی خود که داشتن سرپناه است، برخوردارند.
بازگشت به گورستان تاریخ
پدیدههایی مانند گورخوابی، کشتارکولبران، فروش اعضای بدن کودکان، فروش نوزادان، نوزادان معتاد، ارمغان نزدیک به ۴۰ سال حکومت ولایت فقیه بر ایران است. هر دو جناح حکومت به تناوب در این تباهسازی دست داشته و امتحان خود را پس دادهاند. بر ماست که اجازه ندهیم عمر این حکومت به ۴۰ سالگی برسد و آنها را به گورستان تاریخ؛ آنجایی که از آن آمدهاند، برگردانیم تا زندههای ما از گور خوابی برای همیشه برهند.
نظرات