مریم میرزاخانی و اندوه نسلی که سوخت

مرگ!
مریم میرزاخانی نابغه ریاضی در روز ۲۴ تیر ۹۶ بر اثر ابتلا به بیماری سرطان درگذشت. او تنها ۴۰ سال داشت و می‌توانست با داشتن عمری طولانی تر خدمات بیشتری به علم و نوع انسان ارائه دهد.
کیست؟
مریم میرزاخانی در سال‌های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ هنگامی که در سال سوم و چهارم دبیرستان فرزانگان تهران، تحصیل می‌کرد، موفق به کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری شد. مریم میرزاخانی همچنین در سال ۱۹۹۴ در المپیاد جهانی ریاضی هنگ کنگ با ۴۱ امتیاز از ۴۲ امتیاز مدال طلای جهانی را دریافت کرد. مریم میرزاخانی در سال ۱۹۹۵ در المپیاد جهانی ریاضی کانادا با ۴۲ امتیاز از ۴۲، رتبه‌ی اول جهانی را به دست آورد.
مریم میرزاخانی دوره‌ی لیسانس و فوق لیسانس ریاضی را در دانشگاه صنعتی شریف طی کرد. او سپس از ایران خارج و به آمریکا رفت و موفق شد در سال ۲۰۰۴ با اخذ مدرک دکترای دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مک‌مولن، از برندگان جایزه فیلدز، در دانشگاه‌ پرینستون به تدریس مشغول شود. یک سال بعد در سال ۲۰۰۵ نشریه پاپیولار ساینس آمریکا او را به عنوان یکی از ۱۰ ذهنِ جوان جهان برگزید و مورد تجلیل قرار داد. مریم میرزاخانی بعد از آنکه مدتی در دانشگاه پرینستون تدریس می‌کرد به دانشگاه استنفورد رفت و کار تدریس و پژوهش را در آن‌جا پی گرفت. مریم میرزاخانی در شهریور ۱۳۸۷، در ۳۱ سالگی به درجه استادی این دانشگاه رسید.
زمینه اجتماعی
تمام واقعیت داستان مریم میرزاخانی مدارج و افتخارات علمی او نبود. مریم میرزاخانی به مانند میلیون ها نفر از هم نسل های خود در دوران مشخصی از تحولات سیاسی و اجتماعی زندگی می‌کرد که بر انتخاب های او تأثیر می‌گذشت.
قتل های زنجیره ای
مریم میرزاخانی در آذر سال ۷۷ دانشجوی دانشگاه شریف بود و حتما به یاد می‌آورد که خاتمی به بهانه روز دانشجو به آن دانشگاه رفت و در حالی که تلاش می‌کرد نمایی جدید از جمهوری اسلامی! نشان دهد اما در همان حال مشغول معامله بر سر پرونده قتل های زنجیره ای بود.
مریم میرزاخانی از نسلی بود که پاییز سال ۷۷ و رو شدن قتل های زنجیره ای را به چشم دید. نسلی که دید چگونه مترجمی همچون محمدجعفر پوینده را با طنابی بر گردن خفه می‌کنند تا مبادا نظام مقدس! از جانب کسی که تنها سلاحش قلمش بود، تهدید شود. مریم میرزاخانی شاید در آن لحظات در ضمیر خود می‌یافت که در این سرزمین نمی‌توان زیست و باید جایی و راهی دیگر برگزید.
اصلاحات!
مریم میرزاخانی از نسل دانشجویانی بود که شعبده اصلاحات در سال ۷۶ و وعده های دروغینی بخشی از مدافعین خلافت اسلامی! در تأمین آزادی و برقراری حقوق بشر را به چشم دید و به گوش شنید. او از نسلی بود که شاهد سرکوب خونین دانشجویان در ۱۸ تیر ۷۸ بود، نسلی که جمهوری اسلامی! تلاش کرد تا به آنها بفهماند راهی برای تغییر و آزادی وجود ندارد و باید به یکی از جناح های حکومت تن دهد. استعدادی چون مریم میرزاخانی به طور طبیعی نمی‌توانست تاب شرایطی اینچنین را بیاورد.
جنس دوم!
مریم میرزاخانی نابغه ای بود که به مانند دهها هزار جوان دیگر ایرانی برای شکوفایی استعدادش راهی جز ترک سرزمین های خلافت اسلامی! نداشت. در سرزمینی که طیبه سیاوشی «نماینده مجلس» برای خروج از کشور نیاز به اجازه همسرش دارد [روزنامه شرق ۲۱ تیر ۹۶]، به طور طبیعی جایگاه زنانی مانند مریم میرزاخانی معلوم است.
اعتیاد
در کشوری که براساس آمارهای رسمی ۲.۶ درصد دانشجویان گرفتار اعتیاد هستند [آمار دانشجویان معتاد در دارالخلافه! مسلمین!] می‌توان تصور کرد که دیگر جا و مجالی برای کار علمی در دانشگاه ها باقی نمی‌ماند.
نیمه انسان!
مریم میرزاخانی با معیارهای خلیفه! مسلمین!، «بی حجاب» محسوب می‌شد؛ زنانی به مانند او در ایران مجازات می‌شوند و با انواع آزارها و تحقیرها مواجه می‌شوند. مریم میرزاخانی با مردی ازدواج کرده بود که نه ایرانی و نه مسلمان بود و براساس قوانین خلافت حاکم بر ایران این ازادواج از رسمیت برخوردار نبود. مریم میرزاخانی یک استعداد درخشان در زمینه ریاضی و یکی از سرمایه های بشری بود اما از دید حاکمان تهران یک «زن» یا یک «نیمه انسان» محسوب می‌شد که سرنوشت محتوم او می‌بایست خانه داری و زندگی تحت سلطه ایدئولوژی مردسالارانه جمهوری اسلامی! باشد.
سرگردان ها!
با درگذشت مریم میرزاخانی رسانه های نظام مقدس! به صحنه آمده و به انعکاس این خبر می‌پردازند. مقامات نظام درگذشت او را تسلیت می‌گویند تا بهره های سیاسی خود را از آن برگیرند و برای نظام خود آبرویی در مواجهه با طرف های غربی بیابند، اما مریم میرزاخانی یکی از مغزهایی بود که از ایران گریخت و این را نمی‌توان انکار کرد.
قربانیان
کسانی که در ایران، گام در مسیر تغییر سپهر سیاسی موجود نهادند بهای آزادیخواه بودن خویش را با زندان و شکنجه و اعدام پرداختند. جوانان دانش آموز و دانشجویی که در دهه۶۰ بردار شدند از حافظه تاریخی مردم ایران زدودنی نیستند. اما این نسل و این گروه تنها قربانیان جمهوری اسلامی! نبوده و نیستند، چرا که آنان به این خاطر برخاستند و اعتراض کردند که حداقل شرایط زیستی و حقوق انسانی برای اکثریت مردم ایران از طرف ولایت فقیه معدوم شده بود، اکثریتی که مریم میرزاخانی نیز از زمره آنها بود، اکثریتی که قربانی می‌شد تا ولی فقیه بتواند، در انتهای قرن بیستم و ابتدای قرن بیست و یکم خلافت خود را در سراسر منطقه بگستراند. مریم میرزاخانی یکی از بیشمار قربانیان خلافت! اسلامی! بود که به واسطه جایگاه علمی اش کمی بیشتر در دیدگان دیده شد.

نظرات

پربیننده ترین

قتل‌عام ۶۷ ـ جوسازی و شیطان‌سازی برای کشتار _ شماره ۲۴