مریم اکبری منفرد: به عنوان شاهد حرف میزنم

دادخواهی

مریم اکبری منفرد که به جرم دادخواهی خون بستگان اعدام شده اش در دهه ۶۰ به مدت ۸ سال است که در زندان به سر می‌برد در نامه ای خطاب به سفرای بازدید کننده از اوین به تاریخ ۱۴ تیر ۹۶، به گوشه ای از واقعیت زندان ها اشاره می‌کند.

راستی آزمایی
مریم اکبری منفرد می‌نویسد: «آقای غریب آبادی معاون امور بین الملل ستاد حقوق بشر فرموده بودند برخی کشور ها و رسانه ها تصویری دروغین و ناصحیح از زندان های ایران نشان می دهند!» او سپس این پرسش را در میان می‌گذارد: «اگر که این است با وجود شرایط بسیار عالی در زندان هایتان چرا گزارشگر ویژه حقوق بشر آقای احمد شهید و اینک همکار ایشان خانم عاصمه جهانگیر هیچ زمانی اجازه ورود به ایران را نداشته اند چه برسد به بازدید از زندان ها؟»

جان گرانمایه
مریم اکبری منفرد عبارت دیگری از «غریب آبادی» را که از« خدمات ارزنده ی بهداشت و سلامت سخن گفته» بود را به چالش می‌کشد و می‌نویسد: «آیا در همین زندانها نبود که آقای محسن دکمه چی به دلیل عدم رسیدگی پزشکی در زندان بیمار شدند و بر اثر بیماری جان گرانمایه خود را از دست دادند؟ مگر نه اینکه آقای هدی صابر در همین زندان اوین به دلیل تاخیر در رساندن به مراکز پزشکی جان گرانمایه خود را از دست دادند؟ در این لحظه که در حال نگارش این خطوط می‌باشم هم بندی عزیزم آزیتا رفیع زاده مادر بشیر ۶ ساله که همسرش نیز پیمان کوشک باغی در زندان گوهردشت دوران حبس خود را می گذراند در تاریخ ۱۵ تیرماه ۹۶ دچار شکستگی انگشت دستش از دو ناحیه شده است ولی امروز که سومین روز این حادثه می‌باشد هنوز مجوز برای اعزام بیمارستان و انجام امور پزشکی از سوی مسولین صادر نشده است.»

وصف عالی!
مریم اکبری منفرد در برابر همه صحنه سازی های صورت گرفته در اوین [بازدید سفرا از اوین؛ اشتغال! به همراه آواز!]، به واقعیت درون ماجرا می‌پردازد.
در نمایش ترتیب داده شده توسط جمهوری اسلامی! برای بازدید «۴۵ سفیر خارجی» از زندان اوین، در گزارش میزان ـ متعلق به قوه قضاییه! ـ خواندیم: «در یکی از بندها مددجویان مشغول پخت غذای مورد علاقه خود در آشپزخانه بودند؛ اینجا مددجویان می‌توانند از غذای زندان استفاده نکنند و اگر تمایل دارند با خرید از فروشگاه و استفاده از آشپزخانه، برای خود پخت و پز کنند. بوی غذایشان کل فضای بند را پر کرده است، رعایت اصول بهداشتی در فضای آشپزخانه یکی از سفرا را ترغیب می‌کند که به سمت آن‌ها برود و از غذایی که به سمت او تعارف می‌شود بخورد. وقتی از آشپزخانه بیرون آمد غذای پخته شده را عالی وصف کرد و گفت خیلی خوب بود.» [۴۰ خودکشی در زندان سراوان؛ اوین! در رفاه!]

گرسنگی
مریم اکبری می‌نویسد: «شاهد لحظه های پرتلاطم. چشمهای خشمگین زندانیان و باتوم های گارد ویژه زندان بر تن رنجور زنان و دخترکان بیچاره. شاهد دعوا برای غذا و نان در سالنی به نام سالن غذا خوری که از طرف زندانیان به سالن کتک خوری تغییر نام یافته بود. غذایی که به عنوان جیره به زندانیان داده می‌شد آنقدر کم و اندک بود که زندانیان گرسنه غذاهای پس مانده در ظرف ها و غذاهای ریخته شده بر روی زمین را جمع می‌کردند و لحظه ای بعد پرتاب سینی های غذا و صندلی و دعوا بر سر همان غذای پس مانده.»

شاهد
مریم اکبری منفرد تاکید می‌کند که «به عنوان شاهد حرف می‌زنم.» او می‌افزاید: «شاهد تلاش های بسیار برای وارونه نشان دادن واقعیات، برای تکذیب خبرهای سایت ها و گزارش ها از نقض فاحش حقوق بشر در زندان های ایران، انتقال تعدادی از زندانیان به بند های امنیتی زندان اوین و مکان دیگر هنگام حضور سفرای محترم در تاریخ چهاردهم تیرماه ۹۶ در زندان اوین حجتی محکم برای وضعیت اسفناک زندان های ایران می باشد.»

درخواست! اعدام
مریم اکبری منفرد در توصیف زندان در جمهوری اسلامی! می‌نویسد: «من در زندان شهرری شاهد بودم زندانیانی که زیر حکم اعدام هستند عاجزانه از خانواده هایشان خواهش می‌کردند که به قضاتشان بگویند حکم اعدام آنها را هرچه زودتر اجرا کنند، نه، آرزوی ماندن در زندان را نداشتند.»

در پرده
مریم اکبری منفرد به نمونه ای از آنچه بر زنان و دختران در زندان می‌گذرد، در پرده اشاره می‌کند: «من شاهد به باتلاق کشیده شدن دختران و زنانی بودم که به آنچه بر سرشان آمده بود گردن نهاده بودند و برای ۱۵ دقیقه تلفن و یا چند روز مرخصی انجام می دادند آنچه را که زندانبانان می‌خواستند.»

ناتوانی قلم
در ادامه مریم اکبری منفرد می‌افزاید: «آری من شاهد لحظه ها و شرایطی بوده ام که قلم را توان نوشتن نیست. برای من که قدم در راه آزادی گذاشته ام و در عبور از این گذرگاه تنم بس زخم برداشته از جفاها، تبعید و انتقال و ممنوعیت ها بخشی از زندگی ام شده شاهد برهوتی موسوم به شهرری و گوهردشت و اوین بی هیچ نشانی برای زیستن که گیاه از زیستن باز می‌ماند اردوگاهی برای مرگ تدریجی نه برای حبس کشیدن.»
مریم اکبری منفرد تمام آنچیزی که در زندان های جمهوری اسلامی! شاهد بوده است را در یک عبارت به تصویر می‌کشد: «به قهقرا رفتن  انسان و انسانیت را من با چشم های خویش شاهد بودم.»

نظرات

پربیننده ترین

قتل‌عام ۶۷ ـ جوسازی و شیطان‌سازی برای کشتار _ شماره ۲۴