روحانی، تنفیذ؛ سیاست التماس و تهدید

سیاست داخلی
روحانی در جلسه ۲۸ تیر خود با هیئت دولتش علاوه بر اینکه پایبندی بی چون و چرای نظام به برجام و ترس از به هم خوردن آن را به صد زبان اعلام و سیاست خود در خارج از کشور را مشخص کرد، در داخل کشور نیز سعی کرد نقشه راه سیاست خود را با جناح دیگر؛ خامنهای، قوه قضائیه!، سپاه و... ترسیم کند. روحانی که باید در ۱۴ مرداد از خامنهای «تنفیذ» بگیرد مجبور است قدری با ملایمت و احتیاط رفتار کند تا اوضاع بیش از این به ضرر او نشود. ضربههایی مانند دستگیری برادرش، از طرف جناح مقابل خواهان تقسیم قدرت، در انتظار اوست. به رغم این احتیاط، روحانی مجبور است کوتاه نیاید. چون هر قدم عقب نشستن به معنی پیشروی رقیب است. روحانی درگیر یک تناقض و تخالف است که او را از یک سو به تهدید و قدرت نمایی وامیدارد و از سوی دیگر به التماس در برابر حریف. این ذاتی دوران پایانی یک حکومت است.
تهاجم!
روحانی ابتدا تهاجم به خامنهای را آغاز میکند و با به رخ کشیدن «رای مردم» مشخص میکند که «تفکری که از مردم رای گرفت باید سرلوحه دستگاه اجرایی باشد». روحانی سپس به دموکراسی! در نظام ولایت استناد کرده و یک حمله دیگر به رقیب میکند: «بحث این و آن جناح نیست، اما شیوه و تفکری که مردم در انتخابات به آن رای دادند باید در دولت، استاندارها، فرماندارها، مدیرکلها و در مسئولیتهای سنگین و حساس حاکم شود.»
روحانی سپس حق «حیات» و «حقوق اساسی محفوظ» برای جناح خامنهای لحاظ میکند ولی به جناح خامنهای گوشزد میکند که «امروز در مسئولیتهای رده بالا نوبت این ۲۴ میلیون است و اگر غیر از این باشد پس برای چه رای دادیم و انتخابات برگزار کردیم.» و بار دیگر خود را به رخ جناح رقیب میکشد: «انتخابات برای آن بود که دو تفکر به رای مردم گذاشته شود. مردم به این دو تفکر رای دادند یکی شد، اقلیت و دیگری اکثریت و ما طبق قانون اساسی و طبق رویه دمکراسی باید به رای اکثریت احترام بگذاریم».
روحانی در جلسه ۲۸ تیر خود با هیئت دولتش علاوه بر اینکه پایبندی بی چون و چرای نظام به برجام و ترس از به هم خوردن آن را به صد زبان اعلام و سیاست خود در خارج از کشور را مشخص کرد، در داخل کشور نیز سعی کرد نقشه راه سیاست خود را با جناح دیگر؛ خامنهای، قوه قضائیه!، سپاه و... ترسیم کند. روحانی که باید در ۱۴ مرداد از خامنهای «تنفیذ» بگیرد مجبور است قدری با ملایمت و احتیاط رفتار کند تا اوضاع بیش از این به ضرر او نشود. ضربههایی مانند دستگیری برادرش، از طرف جناح مقابل خواهان تقسیم قدرت، در انتظار اوست. به رغم این احتیاط، روحانی مجبور است کوتاه نیاید. چون هر قدم عقب نشستن به معنی پیشروی رقیب است. روحانی درگیر یک تناقض و تخالف است که او را از یک سو به تهدید و قدرت نمایی وامیدارد و از سوی دیگر به التماس در برابر حریف. این ذاتی دوران پایانی یک حکومت است.
تهاجم!
روحانی ابتدا تهاجم به خامنهای را آغاز میکند و با به رخ کشیدن «رای مردم» مشخص میکند که «تفکری که از مردم رای گرفت باید سرلوحه دستگاه اجرایی باشد». روحانی سپس به دموکراسی! در نظام ولایت استناد کرده و یک حمله دیگر به رقیب میکند: «بحث این و آن جناح نیست، اما شیوه و تفکری که مردم در انتخابات به آن رای دادند باید در دولت، استاندارها، فرماندارها، مدیرکلها و در مسئولیتهای سنگین و حساس حاکم شود.»
روحانی سپس حق «حیات» و «حقوق اساسی محفوظ» برای جناح خامنهای لحاظ میکند ولی به جناح خامنهای گوشزد میکند که «امروز در مسئولیتهای رده بالا نوبت این ۲۴ میلیون است و اگر غیر از این باشد پس برای چه رای دادیم و انتخابات برگزار کردیم.» و بار دیگر خود را به رخ جناح رقیب میکشد: «انتخابات برای آن بود که دو تفکر به رای مردم گذاشته شود. مردم به این دو تفکر رای دادند یکی شد، اقلیت و دیگری اکثریت و ما طبق قانون اساسی و طبق رویه دمکراسی باید به رای اکثریت احترام بگذاریم».
تخریب
بعد از شکست خامنهای در مهندسی انتخابات، ولی فقیه میباید روحانی را به زیر مهمیز خود در میآورد. حمله به روحانی آغاز شد. روحانی نیز متقابلا سپاه را «دولت با تفنگ» نامید و زیر علامت سوال برد. فرماندهان! سپاه بفرموده به صحنه آمدند و روحانی را متهم به تخریب سپاه، و تهدید کردند. روحانی حال در آستانه «تنفیذ» قرار دارد و فشار خامنهای بر او افزایش یافته است. روحانی سپاه را در قرارداد با توتال دور زد، نمایندگان! جناح رقیب، بنای فشار بر روحانی را بر طرح «سه فوریتی» بر سر توتال گذاشتند و بعد برادر او را دستگیر کردند.
حال روحانی درمانده و مستاصل از واژه تخریب استفاده میکند و میگوید: «تخریب دولت منتخب مردم قابل قبول نیست». روحانی با یک ضربه غیر مستقیم به خامنهای میافزاید: «رییسجمهور تنها کسی در کشور است که با آرای مستقیم مردم از سراسر کشور انتخاب میشود و ما دیگر چنین انتخاباتی نداریم.» روحانی انتظار دارد رقیب این نتیجه را بگیرد که پس نباید او را «تخریب» کند. اما مسئله بر سر بود و نبود است.
کابینه
جناح رقیب سهم خود را از کابینه روحانی میخواهند. برخی کارشناسان بیان میکنند خامنهای از روحانی خواسته که در تعیین کابینهاش با سپاه همکاری کند اما روحانی از این امر سر باز زده است.
امیر علی حاجیزاده «فرمانده نیروی هوافضای سپاه» همزمان با سخنرانی روحانی از وی خواست که سپاه را در عرصههای اقتصادی همچنان به کار بگیرد. حاجی زاده گفت: «همه باید تحت فرمان رهبری در کنار هم باشیم. دولت در هر بخش از صنعت مشکلی دارد و نیاز به خارج دارد مراکز تحقیقاتی سپاه و نیروی هوافضا آمادگی دارد کمک کند تا وابستگیها به خارج قطع شود.» آنچه آشکار است سهم خواهی برای کسب قدرت است و روحانی که حاضر به تقسیم قدرت نیست میگوید: «معرفی کابینه نباید به یک اختلاف تبدیل شود و همه باید تسلیم افکارمان باشیم.» اما در افکار جناح رقیب به نظر میرسد چیزهای دیگری در گذر است.
حاشیه برای روحانی
روحانی که میخواهد به سلامت از هفت خوان «تنفیذ» خامنهای عبور کند دست پایین را نیز میگیرد و میگوید: «از دوستان، قوای مختلف و رسانهها خواهش میکنم حاشیه نسازند... ما که با قوای دیگر مخالف نیستیم ... فرض کنید امروز که نزدیک دولت است مجلس طرح سه فوریتی بدهد که دولت را به هم بریزد. ... آیا این حرکت خوب است؟ معلوم است که پسندیده نیست ... یا اینکه قوه قضاییه بیاید حاشیهسازی کند... اکنون وقت حاشیهسازی نیست. باید حاشیهها را کنار بگذاریم».
روحانی و لاریجانی
روحانی در «همایش گرامیداشت هفته قوه قضاییه» در ۱۱تیر گفته بود: «اگر وظیفه رئیس جمهور اجرای قانون اساسی است، بخشی از آن اجرای وظایف قوه قضاییه است. اگر رئیس جمهور دغدغه اجرای قانون اساسی را دارد باید همان دغدغه را درباره قوه قضاییه داشته باشد چون آن هم جزو اصول قانون اساسی است.» [استقلال! قوه قضاییه در ولایت فقیه]
سپس خامنه ای در ۱۲ تیر به صحنه آمد و گفت: «در قانون اساسی تصریح شده است که نظارت بر حُسن اجرای قوانین و نظارت بر حُسن اجرای امور بر عهدهی قوهی قضائیه است و دیوان عدالت اداری و سازمان بازرسی کل کشور بهعنوان دو بازوی اصلی قوه، مسئولیت این دو وظیفهی مهم را بر عهده دارند.» [خامنهای؛ سیلی و دست نوازش]
لاریجانی در ۱۴ تیر در رسانه ملی! خط خامنهای را خواند و خطاب به روحانی گفت: «نظارت در همه دستگاهها اهمیت دارد که ما این نظارتها را دردستگاه قضایی تشدید کردهایم، البته انتظار داریم در دستگاه اجرایی هم این موضوع تشدید شود تا فتح بابی برای رسیدگی به تخلفات و تخفیف آنها شود.»
بعد از شکست خامنهای در مهندسی انتخابات، ولی فقیه میباید روحانی را به زیر مهمیز خود در میآورد. حمله به روحانی آغاز شد. روحانی نیز متقابلا سپاه را «دولت با تفنگ» نامید و زیر علامت سوال برد. فرماندهان! سپاه بفرموده به صحنه آمدند و روحانی را متهم به تخریب سپاه، و تهدید کردند. روحانی حال در آستانه «تنفیذ» قرار دارد و فشار خامنهای بر او افزایش یافته است. روحانی سپاه را در قرارداد با توتال دور زد، نمایندگان! جناح رقیب، بنای فشار بر روحانی را بر طرح «سه فوریتی» بر سر توتال گذاشتند و بعد برادر او را دستگیر کردند.
حال روحانی درمانده و مستاصل از واژه تخریب استفاده میکند و میگوید: «تخریب دولت منتخب مردم قابل قبول نیست». روحانی با یک ضربه غیر مستقیم به خامنهای میافزاید: «رییسجمهور تنها کسی در کشور است که با آرای مستقیم مردم از سراسر کشور انتخاب میشود و ما دیگر چنین انتخاباتی نداریم.» روحانی انتظار دارد رقیب این نتیجه را بگیرد که پس نباید او را «تخریب» کند. اما مسئله بر سر بود و نبود است.
کابینه
جناح رقیب سهم خود را از کابینه روحانی میخواهند. برخی کارشناسان بیان میکنند خامنهای از روحانی خواسته که در تعیین کابینهاش با سپاه همکاری کند اما روحانی از این امر سر باز زده است.
امیر علی حاجیزاده «فرمانده نیروی هوافضای سپاه» همزمان با سخنرانی روحانی از وی خواست که سپاه را در عرصههای اقتصادی همچنان به کار بگیرد. حاجی زاده گفت: «همه باید تحت فرمان رهبری در کنار هم باشیم. دولت در هر بخش از صنعت مشکلی دارد و نیاز به خارج دارد مراکز تحقیقاتی سپاه و نیروی هوافضا آمادگی دارد کمک کند تا وابستگیها به خارج قطع شود.» آنچه آشکار است سهم خواهی برای کسب قدرت است و روحانی که حاضر به تقسیم قدرت نیست میگوید: «معرفی کابینه نباید به یک اختلاف تبدیل شود و همه باید تسلیم افکارمان باشیم.» اما در افکار جناح رقیب به نظر میرسد چیزهای دیگری در گذر است.
حاشیه برای روحانی
روحانی که میخواهد به سلامت از هفت خوان «تنفیذ» خامنهای عبور کند دست پایین را نیز میگیرد و میگوید: «از دوستان، قوای مختلف و رسانهها خواهش میکنم حاشیه نسازند... ما که با قوای دیگر مخالف نیستیم ... فرض کنید امروز که نزدیک دولت است مجلس طرح سه فوریتی بدهد که دولت را به هم بریزد. ... آیا این حرکت خوب است؟ معلوم است که پسندیده نیست ... یا اینکه قوه قضاییه بیاید حاشیهسازی کند... اکنون وقت حاشیهسازی نیست. باید حاشیهها را کنار بگذاریم».
روحانی و لاریجانی
روحانی در «همایش گرامیداشت هفته قوه قضاییه» در ۱۱تیر گفته بود: «اگر وظیفه رئیس جمهور اجرای قانون اساسی است، بخشی از آن اجرای وظایف قوه قضاییه است. اگر رئیس جمهور دغدغه اجرای قانون اساسی را دارد باید همان دغدغه را درباره قوه قضاییه داشته باشد چون آن هم جزو اصول قانون اساسی است.» [استقلال! قوه قضاییه در ولایت فقیه]
سپس خامنه ای در ۱۲ تیر به صحنه آمد و گفت: «در قانون اساسی تصریح شده است که نظارت بر حُسن اجرای قوانین و نظارت بر حُسن اجرای امور بر عهدهی قوهی قضائیه است و دیوان عدالت اداری و سازمان بازرسی کل کشور بهعنوان دو بازوی اصلی قوه، مسئولیت این دو وظیفهی مهم را بر عهده دارند.» [خامنهای؛ سیلی و دست نوازش]
لاریجانی در ۱۴ تیر در رسانه ملی! خط خامنهای را خواند و خطاب به روحانی گفت: «نظارت در همه دستگاهها اهمیت دارد که ما این نظارتها را دردستگاه قضایی تشدید کردهایم، البته انتظار داریم در دستگاه اجرایی هم این موضوع تشدید شود تا فتح بابی برای رسیدگی به تخلفات و تخفیف آنها شود.»
حسین فریدون
به دنبال این «تشدید» برادر روحانی دستگیر شد. حال روحانی به پرهیز از «فاصله» و «اختلافات» فرا میخواند. روحانی در رویارویی نرم با لاریجانی میگوید: «افتخار ما این است که پیرو مذهب شیعه جعفری اثنی عشری هستیم و این به صراحت در قانون اساسی کشور آمده و یکی از وظایفی که در قسم نامه برای رییس جمهور تعیین شده، پاسداری از این مذهب رسمی، نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی است.» و سپس در ترس از ورود مجدد لاریجانی در آستانه «تنفیذ»ش قدم «دوستانه» و «برادرانه» پیش میگذارد؛ «باید بیاموزیم که با هم به خوبی و با لحنی دوستانه و برادرانه سخن گفته و از هم فاصله نگیریم و اختلافات جزیی را که معمولا به خاطر اساس انقلاب، دین و منافع ملی نیست و بیشتر در راستای منافع حزبی، گروهی و جناحی است، فراموش کرده و در مسیر اهداف اصلی انقلاب تلاش کنیم و گام برداریم.»
توفان
اما به نظر میرسد توفان برای کل نظام در راه است. باد کاشته شده توسط ولایت فقیه در منطقه و جهان، گویا به محصول دادنش نزدیک میشود. در خارج سیاست رو به ولایت فقیه تغییر در حال تغییر است[ظریف در نیویورک؛ تلاش برای جلوگیری از «سیاست تغییر رژیم»] و در درون کشور، مردم در نفرت از نظامند. روزهای سختی برای خامنهای و روحانی در انتظار است
به دنبال این «تشدید» برادر روحانی دستگیر شد. حال روحانی به پرهیز از «فاصله» و «اختلافات» فرا میخواند. روحانی در رویارویی نرم با لاریجانی میگوید: «افتخار ما این است که پیرو مذهب شیعه جعفری اثنی عشری هستیم و این به صراحت در قانون اساسی کشور آمده و یکی از وظایفی که در قسم نامه برای رییس جمهور تعیین شده، پاسداری از این مذهب رسمی، نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی است.» و سپس در ترس از ورود مجدد لاریجانی در آستانه «تنفیذ»ش قدم «دوستانه» و «برادرانه» پیش میگذارد؛ «باید بیاموزیم که با هم به خوبی و با لحنی دوستانه و برادرانه سخن گفته و از هم فاصله نگیریم و اختلافات جزیی را که معمولا به خاطر اساس انقلاب، دین و منافع ملی نیست و بیشتر در راستای منافع حزبی، گروهی و جناحی است، فراموش کرده و در مسیر اهداف اصلی انقلاب تلاش کنیم و گام برداریم.»
توفان
اما به نظر میرسد توفان برای کل نظام در راه است. باد کاشته شده توسط ولایت فقیه در منطقه و جهان، گویا به محصول دادنش نزدیک میشود. در خارج سیاست رو به ولایت فقیه تغییر در حال تغییر است[ظریف در نیویورک؛ تلاش برای جلوگیری از «سیاست تغییر رژیم»] و در درون کشور، مردم در نفرت از نظامند. روزهای سختی برای خامنهای و روحانی در انتظار است
نظرات