راز مرگ بنیتای ۸ ماهه؛ قصور «نیروی انتظامی» یا...

سرقت 
بنیتای هشت‌ماهه در صبح پنج‌شنبه ۲۹ تیر ۹۶، در حالی که درون خودروی پدرش بود، در مشیریه تهران ربوده شد. پس از شش روز، در بامداد ۴ مرداد، جسد او پیدا شد. او به دلیل باقی ماندن در خودرو و شدت گرما جان داده بود. پدر بنیتا برای باز کردن درب پارکینگ از خودرو پیاده می‌شود تا خودرو را داخل پارکینگ ببرد که سارق با مشاهده خودروی روشن، پشت فرمان می‌نشیند و خودرو و بچه را با هم به سرقت می‌برد. انتشار خبر گم شدن بنیتا به سرعت علاوه بر اطلاع به «پلیس» به فضای مجازی راه پیدا کرد. هزاران نفر از شهروندان در فضای مجازی برای کمک جهت پیدا کردن بنیتا اخبار گم شدن او را منتشر کردند. هر کس خبر را می‌شنید تاب از دست می‌داد و بی‌آنکه درنگ کند خبر را بازنشر می‌کرد تا شاید خانواده او از نگرانی درآیند. جسد بنیتای کوچک پس از ۶ روز در خودروی سرقتی در یکی از خیابان‌های پاکدشت ورامین پیدا می‌شود. بنیتا در ۵ مرداد ۱۳۹۶، با حضور جمعیتی انبوه و اندوهگین در امامزاده ابراهیم شهرری به خاک سپرده می‌شود.
به رغم انتشار خبر گسترده گم شدن بنیتا در فضای مجازی، در حالی که افکار عمومی کشور داغدار از موضوع آتنا اصلانی بود و تلاش می‌کرد تا سرنوشت بنیتا مانند آتنا اصلانی رقم نخورد، اما «نیروی انتظامی» ولایت فقیه ...
مخبر!
ایرنا در تاریخ ۵ مرداد در مورد دستگیری متهمان پرونده بنیتا می‌نویسد: «رحیم علیشپور، دادستان عمومی و انقلاب پاکدشت با تشریح جزئیات این پرونده گفت: پس از انتشار تصاویر گسترده این کودک در فضای مجازی و تلاش‌های بی‌وقفه پلیس برای یافتن دختر بچه گمشده، مخبری با مراجعه به پلیس آگاهی، مشخصات کاملی از سارقان خودروی پراید و کودک ۸ ماهه ارائه کرد. مأموران نیز با بررسی آلبوم متهمان سابقه دار هر دونفر را شناسایی کردند. با اطلاعات به دست آمده و تحت نظر گرفتن محل تردد این دو متهم، شامگاه سه‌شنبه ۳ مرداد، آنها در مخفیگاه هایشان در شهرستان پیشوا دستگیر شدند.»[ایرنا ۵ مرداد]
اعترافات متهمین
شهروند در تاریخ ۹ مرداد مطلبی را منتشر می‌کند که در آن خلاصه اعترافات دو متهم در پرونده بنیتا آمده است. نکته قابل توجه در اظهارات متهم ردیف دو این پرونده است.
شهروند با تیتر «ادعای عجیب متهم ردیف دوم پرونده بنیتا» می‌نویسد: «اما مهم‌ترین بخش اظهارات این دو متهم جایی بود که مهدی، متهم ردیف دوم این پرونده، ادعا کرد همان شب اول، حادثه ربوده شدن بنیتا را به پلیس اطلاع داده است. براساس ادعاهای این متهم او چند ساعت پس از وقوع این حادثه به کلانتری خاتون آباد پاکدشت مراجعه و ماموران را در جریان حادثه قرار داده است. او مدعی شده حتی حوالی محل پارک خودرو را هم به آنها اعلام کرده بود که براساس آن ماموران وعده پیگیری داده بودند.»
در سوال و جواب از متهم ردیف اول که شهروند منتشر کرده وی در پاسخ این سوال که «چگونه دستگیر شدی؟» می‌گوید: «پلیس ردم را از مهدی[متهم ردیف دوم] گرفته بود. درواقع دوستم مهدی به پلیس اطلاع داد، اول او را گرفتند بعد هم من را در خانه برادرم دستگیر کردند.» شهروند در ۹ مرداد در ادامه با سوتیتر «ادعای یکی از سارقان خودروی پدر بنیتا» به نقل از او [مهدی متهم ردیف دوم]، می‌نویسد: «محل رهاکردن کودک را به پلیس اطلاع داده بودم» شهروند مدعی می‌شود «مهدی دومین متهم این پرونده است. او همان کسی است که پلیس از طریق او موفق به دستگیری عامل این حادثه می‌شود.»
متهم ردیف دوم؛ مهدی در جواب به این سوال که «چرا به پلیس اطلاع ندادی؟» می‌ گوید: «خبر دادم. دوبار هم خبر دادم. من برای پلیس همه ماجرا را تعریف کردم. یکبار خودم به کلانتری رفتم یک‌بار هم از طریق دوستم موضوع را به آنها اطلاع دادم. من هرکاری کردم تا این بچه آسیب نبیند.»
در ادامه مطلب شهروند که گزارش سوال جواب با متهم ردیف دوم است می‌آید:
«-کی به پلیس اطلاع دادی؟
همان روز حادثه ساعت ٨:٣٠ شب بود، دلم آرام نگرفت، به کلانتری خاتون‌آباد رفتم، به آنها گفتم، دوستم شیشه مصرف می‌کند، یک خودرو سرقت کرده که داخل آن یک نوزاد است. حتی حوالی آدرس پارک خودرو را هم به آنها دادم، مامور کلانتری هم به من گفت که پیگیری می‌کنند.
-یعنی شما چند ساعت پس از سرقت موضوع را به پلیس اطلاع دادی؟
بله حدود ساعت ١ ظهر پنجشنبه بود که ما از آن خودرو جدا شدیم. حدود ٨ ساعت بعد هم من به کلانتری خاتون‌آباد رفتم و همه چیز را تعریف کردم.
-ولی در این مدت خبر گم شدن بنیتا همه جا پیچیده بود، چرا با خانواده آنها تماس نگرفتی؟
من چند بار هم با محمد صحبت کردم. او به من گفت که بچه را نزدیک یک آژانس گذاشته. من هم با خودم گفتم که هم به پلیس خبر دادم و هم محمد راست می‌گوید. دیگر پیگیر ماجرا نشدم، تا این که روز سه‌شنبه از طریق یکی از دوستانم متوجه شدم که این بچه هنوز پیدا نشده است. خیلی ناراحت شدم، با خودم فکر کردم که اگر آن بچه هنوز داخل خودرو باشد، حتما بلایی سرش آمده، ترسیدم موضوع را با یکی از دوستانم درمیان گذاشتم تا او به پلیس تلفنی اطلاع دهد. او هم دوباره ماجرا را برای آنها تعریف کرد. بعد هم از طریق او، من را دستگیر کردند و بعد هم سراغ محمد رفتند. درواقع من دوبار با پلیس تماس گرفتم یک‌بار مستقیم و یک‌بار هم از طریق دوستم.»
اعترافات متهم ردیف دوم پرونده بنیتا؛ مهدی که در شهروند ۹ مرداد به چاپ رسیده کاملا آشکار می‌کند که وی در همان روز سرقت موضوع را به «کلانتری خاتون‌آباد» اطلاع داده است. اظهارات متهم ردیف دوم درست به نظر می‌رسد. کما اینکه اطلاع رسانی دوم او از طریق دوستش که منجر به دستگیری وی و متهم ردیف اول می‌شود، با اظهارات رحیم علیشپور، «دادستان عمومی و انقلاب پاکدشت» کاملا مطابقت دارد.
پنهانکاری
رحیم علیشپور، «دادستان عمومی و انقلاب پاکدشت» می‌گوید: «مخبری با مراجعه به پلیس آگاهی، مشخصات کاملی از سارقان خودروی پراید و کودک ۸ ماهه ارائه کرد. مأموران نیز با بررسی آلبوم متهمان سابقه دار هر دونفر را شناسایی کردند. با اطلاعات به دست آمده و تحت نظر گرفتن محل تردد این دو متهم، شامگاه سه‌شنبه آنها در مخفیگاه هایشان در شهرستان پیشوا دستگیر شدند.»[ایرنا ۵ مرداد]
اما وی اشاره‌ای به اینکه این «مخبر» دوست مهدی؛ متهم ردیف دوم پرونده است، نمی‌کند. این کار کاملا عمدی است. چون اگر علیشپور به این موضوع اشاره کند، در گام بعد باید بپذیرد که در برابر اطلاع رسانی مهدی در روز وقوع حادثه به «کلانتری خاتون‌آباد» درباره محل پارک خودرو، نیروی انتظامی بی تفاوت عمل کرده است و خودرو با بنیتای ۸ ماهه تا ۶ روز به همان حال در محل باقی مانده بوده است؛ امری که منجر به مرگ بنیتای کوچک شده است. بعد از اظهارات متهم ردیف دوم، نیروی انتظامی حکومت ولایت فقیه که اکنون متهم به قصور منجر به مرگ بنیتاست، در این مورد سکوت کرده است.
تناقض
در گزارش جمعه ۶ مرداد ایسنا در مورد بازسازی صحنه جرم در پرونده قتل بنیتا، محمدیان «رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ» در تشریح قتل بنیتا به ایسنا می‌گوید: «از لحظه اولیه که خبر به ۱۱۰ و کلانتری محل اعلام می‌شود واحد تجسس وارد عمل می‌شود... در این مدت پیگیری پلیس به صورت مداوم ادامه داشته و چندین مأموریت در خصوص این موضوع توسط پلیس انجام می‌شود تا اینکه نهایتا روز سه‌شنبه با اقدامات پیچیده پلیسی محدوده حضور متهمان شناسایی می‌شود...تماسی از سوی فردی داشتیم به عنوان یک گزارش که تنها یک اسم کوتاه بود و این اقدام نیز همزمان با دستگیری سارقان رخ داد... از یک ساعت پس از وقوع جرم مأموران کلانتری کار خود را آغاز» کرده بودند.
همخوانی تناقض
سخنان محمدیان نیز حاوی تناقضاتی است. متهم ردیف دوم ادعا کرده است در ساعت ۲۰:۳۰ روزحادثه سرقت خودرو، به «کلانتری خاتون آباد» محل پارک خودرو حامل بنیتا را اطلاع داده است. اما این موضوع پیگیری نشده است. محمدیان قصور دستگاه خود را با گفتن جملات دهان‌پرکنی چون «اقدامات پیچیده پلیسی» پنهان می‌کند، در حالی که از شب وقوع حادثه تا ۳ مرداد که متهمان بر اثر پیشنهاد متهم ردیف دوم به دوستش برای تماس با پلیس، که منجر به دستگیری آنها می‌شود، اقدامی از جانب حکومت انجام نشده بود. هر دو مورد اظهارات محمدیان و رحیم علیشپور نشان می‌دهد دستگیری بر اساس اطلاع رسانی متهم ردیف دوم انجام شده است. متهم ردیف دوم ادعا می‌کند که شب حادثه به «کلانتری خاتون آباد» محل پارک کردن خودرو مسروقه را اعلام کرده است. اما عوامل حکومت در این باره سکوت کرده‌اند.
اتهامات متهمین مرتکب سرقت خودرو بر جای خود باقی است. اما به نظر می‌رسد «نیروی انتظامی» ولایت فقیه که در حادثه متروی شهرری، اقدام به اعدام خیابانی اصغر نحوی‌پور به خاطر اعتراض به مردم آزاری «آخوند» ذوالفقاری کرده بود برای یافتن یک کودک ۸ ماه ناتوان بود. نیروی انتظامی در موضوع اعدام خیابانی اصغر نحوی پور از قتل عمد یکی از شهروندان توسط مامورش دفاع می‌کرد اما در موضوع بنیتا با بی توجی باعث قتل عمد یک کودک ۸ ماهه شد.

نظرات

پربیننده ترین

قتل‌عام ۶۷ ـ جوسازی و شیطان‌سازی برای کشتار _ شماره ۲۴