زنان در کابینه روحانی؛ «نیمه انسان»! در برابر شیطان

گمانه زنی
با قرار گرفتن حسن روحانی در موضع ریاست جمهوری ولایت فقیه که برای بار دوم تکرار شد، گمانه زنی ها در بین برخی از هواداران جمهوری اسلامی! که حضور او را منشأ تغییر می‌دانستند افزایش پیدا کرد. سوژه این تمایل عام حضور بیشتر زنان در کابینه حسن روحانی بود حتی در موضع وزیر.
دلسردی
امید این دسته با نزدیک شدن به معرفی کابینه حسن روحانی به تدریج تبدیل به ناامیدی شد. اظهار نظرهای در پرده و گاه صریح از طرف روحانی یا اطرافیانش آنها را از دیدن یک وزیر زن در دولت «مرد اعتدال» دلسرد می‌کرد.
ظرفیت زنان
حسن روحانی پیشتر در چند نوبت گفته بود که حضور زنان در سمت‌های مدیریتی بالا باید قدم به قدم باشد. محمد باقر نوبخت «سخنگوی دولت» نیز در روز ۱۰ مرداد گفت: «همکاری با دولت را فقط در وزارتخانه‌ها محدود نکنیم. اگر برای همکاری در کابینه وزیر زنی معرفی نشود، این به معنای عدم استفاده از ظرفیت زنان نیست. زنان همچنان نقش ارزشمندی در دولت دوازدهم ایفا می‌کنند».
ایدئولوژی
ایدئولوژی خلافت اسلامی! حاکم بر ایران مهمترین کارکرد زن را در امر خانه داری، همسرداری و تولید مثل می‌داند. در این دیدگاه زن جزئی از املاک «مرد» محسوب می‌شود، و «مرد» بر «زن» تسلط مطلق دارد. اگر زنی از این دایره خارج شود به عنوان موجودی فاسد شناسایی می‌شود.
ریحانه جباری
نمونه ریحانه جباری حافظه انسان ایرانی را در سال های اخیر رها نکرده است؛ او دختری جوان بود که در مسیر تخصصی که کسب کرده بود به دنبال کار اقتصادی شرافتمندانه رفت اما از بد حادثه در مسیر یک مأمور اطلاعات قرار می‌گیرد که خود را مشتری تخصص او معرفی می‌کند، زمانی که در یک ملاقات کاری ریحانه جباری از طرف او مورد تعدی قرار می‌گیرد به جای تسلیم، دست به ایستادگی می‌زند و در حین دفاع از خود، مأمور اطلاعات کشته می‌شود. پایان ماجرا را همه می‌دانیم؛ ریحانه جباری به جرم دفاع از خود در برابر «تجاوز»، اعدام می‌شود.
حجاب اجباری
نخستین گام از طرف ولایت فقیه برای به کنترل درآوردن زنان در روزهای بعد از پیروزی انقلاب ۵۷ اعلام حجاب اجباری بود، پروژه ای که یکی از پیشبرندگان آن حسن روحانی رئیس جمهور فعلی ولایت فقیه بود. [سهم روحانی از تاریخ تباهی] مسیر سرکوب با اجبار نوع پوشش آغاز می‌شد. در همان مقطع زنان زیادی برای اعتراض به خیابان ها آمدند از جمله زنان مجاهد خلق که با روسری برای دفاع از آزادی پوشش و برای حفاظت از تظاهرات در برابر چماقداران حزب جمهوری اسلامی! در صحنه حاضر شدند.
دو نوع زن
از همان مقطع دو تصویر از زن در تاریخ معاصر ایران رقم خورد. نوع اول زن مطلوب ولایت فقیه بود که مهمترین نقشش در قرار داشتن بی چون و چرا در سلطه مرد تعریف می‌شد. این نوع از زن به زبان های مختلف مدافع خلافت اسلامی! بود و اگر به صراحت اعلام نمی‌کرد که درجه دو و «نیمه انسان» است اما به زبان های گوناگون تصریح می‌نمود که باید در برابر ايدئولوژی مردسالار ولایت فقیه تمکین کرد. اما نوع دومی از زن نیز وجود داشت؛ زنانی که با پیوستن به مبارزه سیاسی و اجتماعی نشان دادند که مسیر رهایی انسان ایرانی در دوران معاصر در نقطه رهایی زنان گره خورده است.
فروشندگان
کسانی که خاطرات مستقیم از سال های ابتدای بعد از انقلاب ۵۷ دارند به یاد می‌آورند که فروشندگان نشریه مجاهدین خلق عموما دختران دانش آموزی بودند که به قیمت کتک خوردن از طرف «مرد»های حزب جمهوری اسلامی! در خیابان، اما به کار خود ادامه می‌دادند. برخی از آنها پیش از ۳۰ خرداد ۶۰ بر اثر همین ضرب و شتم ها جان باختند و تعداد بسیار بیشتری از آنها در زندان ها بعد از ۳۰ خرداد ۶۰ شکنجه و اعدام شدند.
دو خط!
در تابستان سال ۶۷ خمینی حکم قتل عام همه زندانیان سیاسی که کماکان به ولایت فقیه بی اعتقاد مانده بودند را صادر می‌کند. هیئت مرگ خمینی راهی زندان ها می‌شود تا با تفتیش عقاید زندانیان دریابد که چه کسانی باید اعدام شوند. در این میان بسیاری از زنان بودند که بر نفی ولایت فقیه پای فشردند و اعدام شدند. زمانی که منتظری به هیئت مرگ خمینی به خاطر این اعدام ها به خصوص اعدام زنان و دختران اعتراض می‌کند پاسخ می‌شنود که در مواردی هیئت مرگ به دختران زندانی التماس می‌کرده است که «دو خط بنویسید و از عقایدتان برگردید تا اعدامتان نکنیم» اما زندانی قبول نمی‌کرده است.
زنان ایران وجود تاریخی و انسانی خود را در مبارزات خود علیه ولایت فقیه به ثبت داده اند.
قدرت!
جمهوری اسلامی! تا آنجایی نقش و حضور زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی را می‌پذیرد که نخست آنکه از خانه نشین کردن زنان ناتوان باشد مانند حضور آنان در دانشگاهها. دوم آنکه بتواند به دنیا نشان دهد که آنها هم بالاخره نقشی برای زنان قائل هستند. و تا جایی به موضوع زنان می‌پردازند که بتوانند در کمپین های تبلیغاتی خود بازار گرمی کنند. چنانکه روحانی در «مراسم تجلیل از شرکت‌کنندگان در بازیهای المپیک و پارا المپیک ۲۰۱۶» در ۱۴اسفند ۹۵ گفته بود: «اگر برخی از حالت سنتی قرون پیش خارج نشوند، زنان آنها را به‌ زور خارج می‌کنند». و در میتنگ های انتخاباتی اش زنان را به ورزشگاه می‌برد اما وقتی نوبت به مشارکت دادن همین زنان هوادار جمهوری اسلامی! در قدرت می‌رسد، موضوع جدی می‌شود و آنها به کناری گذاشته می‌شوند.
آزادی زنان در ایران زمانی محقق می‌شود که ولایت فقیه را به جای ایران در موزه های تاریخ جستجو کنیم.

نظرات

پربیننده ترین

قتل‌عام ۶۷ ـ جوسازی و شیطان‌سازی برای کشتار _ شماره ۲۴