در انتخاب رشته‌ی تحصیلی هم، اجبار ؟؟!!

دوران تحصیل 
هر کسی که دوران خوش تحصیل را سپری کرده باشد و یا در حال گذراندن آن باشد، اهمیت انتخاب رشته‌ی تحصیلی را می‌داند. انتخابی که بایستی براساس استعداد های دانش آموز و علائق او صورت بگیرد. انتخابی که اگر نه تماما، اما در حد زیادی نقش اصلی در سمت و سو دادن به زندگی او را بازی می‌کند.
بحران مهاجرت!!!
دیدن کلمه‌ی مهاجرت، تداعی کننده‌ی موضوعاتی از قبیل آوارگی و مشکلات و ... است. اما این بار موضوع کاملا متفاوت است؛ «مهاجرت دانش‌آموزان از انسانی و ریاضی به تجربی». خبرگزاری تسنیم روز نهم مرداد خبری در این باره درج کرد. موضوعی که انتظار شنیدن آن را نداشتیم .
سابقه ی امر
طی سال های اخیر به طور قابل چشمگیری، گرایش از رشته های ریاضی و علوم انسانی به سمت رشته های تجربی افزایش یافته است.
آموزش و پرورش در تابستان گذشته، به اجبار مانع انتخاب رشته‌ی علوم تجربی برای بسیاری از دانش آموزان پایه‌ی نهم شد و دانش آموزان و خانواده ها نسبت به این موضوع معترض بودند. طبق معمول، آموزش و پرورش، این موضوع را کتمان کرد و از «توسعه‌ی متوازن» سخن گفت و «توازن میان رشته های مختلف» را بهانه‌ی این کار قلمداد کرد .
کار به جایی رسیدکه روحانی مجبور شد برای حل موضوع «اجبار در هدایت تحصیلی دانش آموزان» وارد صحنه شود و با مطرح کردن بحث «هدایت» دانش آموزان، به عنوان مسکنی موقت عمل کرد که این داستان به صورت موقت خاموش شود. اما برنامه‌ی «هدایت تحصیلی» همچنان امسال نیز بسیاری از مشاوران و دانش آموزان را کلافه و سردرگم کرده است.
ضایعات جبران ناپذیر
در حاکمیت جمهوری اسلامی! در هر موضوعی شاهد تحمیل و اجبار هستیم. از موضوعات عقیدتی و دینی گرفته تا موضوع حق انتخاب پوشش، و این بار هم موضوع انتخاب رشته‌ی تحصیلی.
متاسفانه به جای اینکه این موضوعات ریشه ای حل شود، شاهد آن هستیم که به دلیل سیاست های غلط، ضایعات جبران ناپذیری را در عرصه‌ی فرهنگی و آموزشی کشور متحمل می شویم.
به گفته‌ی یکی از کارشناسان مشاوره در آموزش‌وپرورش، «دانشجویی در رشته برق دانشگاه شریف انصراف می‌دهد و دوباره در کنکور شرکت می‌کند تا وارد رشته‌ی پزشکی شود». این تازه نمونه ی بسیار کوچکی ست از این بحران ناشی از عدم اتخاذ سیاست های درست آموزشی در مدارس کشور.
تسنیم در ادامه به این اشاره می کند که نتیجه‌ی این اجبار در انتخاب رشته‌ی تحصیلی این می شود که با مواردی مواجه هستیم که «پزشکی که خواننده می‌‌شود»، «مهندسی که تجارت می‌کند» و ...
وضعیت رشته های تحصیلی
به صورت نظام‌مند از جانب حاکمیت، یک سری رشته ها در این کشور، محکوم به انزوا و طرد شدن از سوی جوانان هستند. چرایی این موضوع را باید در نبود درآمد کافی برای شغل هایی که فارغ التحصیلان علوم انسانی ـ به عنوان یک نمونه ـ می‌توانند به دست آورند، جستجو کرد؛ تازه اگر بتوانند شغلی پیدا کنند. یعنی حاکمیت، جوانان را به سمت انتخاب رشته هایی هل می دهد که صرفا جنبه‌ی درآمد زایی آن ها برجسته باشد و دانش آموزان مجبور هستند «علاقه» و «استعداد» خود را نادیده بگیرند چرا که در ایران امروز مساله‌ی اصلی «فقر و بیکاری» ست.
چنین دانش آموزانی برای ادامه‌ی تحصیل، البته اگر بتوانند شرایط مالی کافی را برای ادامه‌ی آن داشته باشند، دچار مشکلات روحی یا شغلی و ... خواهند بود.
در واقع نادیده گرفتن علائق و استعداد های دانش آموزان، تبعات جبران ناپذیری را برای قشر محصل کشور و اولیای آنها به دنبال داشته است.

نظرات

پربیننده ترین

قتل‌عام ۶۷ ـ جوسازی و شیطان‌سازی برای کشتار _ شماره ۲۴