سالروز اعدام ۲۵ زندانی کرد اهل سنت

اعدام ۲۵ زندانی
یک سال پیش، در ۱۲ مرداد، پس از انتقال ۳۶ زندانی اهل سنت محبوس در زندان گوهردشت کرج به سلولهای انفرادی، ۲۵ نفر از آنان اعدام شدند. آنچه در بررسی پرونده این افراد و همچنین سخنانشان پیش از اعدام مشترک است، روندهای غیرقانونی از بازداشت تا رسیدگی و پس از آن در پرونده ایشان است. اکثریت این زندانیان در سال ۱۳۸۸، در دوره های زمانی متفاوت ولی نزدیک به هم، پیش، همزمان و پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری! نظام بازداشت شدهاند. روند بازداشتها عموما از اردیبهشت سال ۱۳۸۸ و پیش از سفر خامنهای به کردستان آغاز شد و تا انتهای آن سال و مدتها بعد نیز ادامه یافت.
یک سال پیش، در ۱۲ مرداد، پس از انتقال ۳۶ زندانی اهل سنت محبوس در زندان گوهردشت کرج به سلولهای انفرادی، ۲۵ نفر از آنان اعدام شدند. آنچه در بررسی پرونده این افراد و همچنین سخنانشان پیش از اعدام مشترک است، روندهای غیرقانونی از بازداشت تا رسیدگی و پس از آن در پرونده ایشان است. اکثریت این زندانیان در سال ۱۳۸۸، در دوره های زمانی متفاوت ولی نزدیک به هم، پیش، همزمان و پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری! نظام بازداشت شدهاند. روند بازداشتها عموما از اردیبهشت سال ۱۳۸۸ و پیش از سفر خامنهای به کردستان آغاز شد و تا انتهای آن سال و مدتها بعد نیز ادامه یافت.
نقض حقوق زندانیان اهل سنت
بازداشت های غیرقانونی، شلیک نیروهای امنیتی به فرد غیرمسلح برای بازداشت او، انفرادی های طولانی مدت، بازجویی تحت فشار، شکنجه های جسمی، روحی و روانی در دوران بازجویی، فشار، تهدید و فحاشی بر خانواده، اعتراف گیری زیر فشار و شکنجه روحی و روانی در مقابل دوربین و یا حتی در مقابل «قاضی»! ، ثبت اعترافات آنها در برگه های بازجویی، اعتراف گیری های تلویزیونی، استفاده از شلاق یا شوکر برقی و برهنه کردن زندانیان در اطلاعات بهخصوص در زمان شکنجه های جسمی و روحی، فحاشی به مقدسات اهل سنت، فصل مشترک آن چیزی است که بر همه ایشان گذشته است.
گفتنی است قاضی اکثر این افراد محمد مقیسه، «قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی» تهران بوده است. دادگاههای کوتاه مدت و غیرعلنی ۵ تا ده دقیقه ای و صدور حکم اعدام در همین مدت در این دادگاهها بوده است. این زندانیان به وکیل دسترسی نداشتهاند.
بازداشت های غیرقانونی، شلیک نیروهای امنیتی به فرد غیرمسلح برای بازداشت او، انفرادی های طولانی مدت، بازجویی تحت فشار، شکنجه های جسمی، روحی و روانی در دوران بازجویی، فشار، تهدید و فحاشی بر خانواده، اعتراف گیری زیر فشار و شکنجه روحی و روانی در مقابل دوربین و یا حتی در مقابل «قاضی»! ، ثبت اعترافات آنها در برگه های بازجویی، اعتراف گیری های تلویزیونی، استفاده از شلاق یا شوکر برقی و برهنه کردن زندانیان در اطلاعات بهخصوص در زمان شکنجه های جسمی و روحی، فحاشی به مقدسات اهل سنت، فصل مشترک آن چیزی است که بر همه ایشان گذشته است.
گفتنی است قاضی اکثر این افراد محمد مقیسه، «قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی» تهران بوده است. دادگاههای کوتاه مدت و غیرعلنی ۵ تا ده دقیقه ای و صدور حکم اعدام در همین مدت در این دادگاهها بوده است. این زندانیان به وکیل دسترسی نداشتهاند.
آن روز مرداد
در واقع نشانه های اعدام این زندانیان از چندی پیش از روز واقعه نمایان شده بود. حدود ۴ ماه پیش از آن روز، محمد مردانی «رئیس زندان گوهر دشت» به محل نگهداری این زندانیان آمده، ضمن تهدید زندانیان که «میخواهیم همه اعدامی ها را با هم اعدام کنیم»، «وکیل بند زندانیان» را عوض کرده و «وکیل بندی انتصابی» برای ایشان تعیین کرده بود. تقریبا از همان زمان بود که زمزمه جدیتر شدن اعدام دسته جمعی این زندانیان مطرح شد.
مرداد یادآور اعدام دسته جمعی زندانیان در تابستان خونین سال ۱۳۶۷ نیز هست.
نزدیک به صد نفر نیروی ویژه و عوامل رده بالای حکومت در زندان روبروی سالن دوازده صف کشیدند. درب پایین سالن باز شد و گارد با اسلحه، باتون های برقی، گاز اشک آور، لباسهای ویژه وکلاههای ماسک دار، با تمام قوا به سالن ده که زندانیان اهل سنت در آن بودند، حمله کردند.
ساعت پنجونیم عصر، ماموران با «کلاههای درپوش دار» این زندانیان را پایین آورده، پابند و دستبند زدند. با چسب دهان آنها را بستند و با کشیدن کیسه ای بر سر آنها، به سمت «کریدور مادر» و سلولهای انفرادی بند پنج این زندان بردند. حدود یکساعت انتقال ۳۶ زندانی سالن ۱۰ به این شکل و با خشونت طول کشید و سپس به دستور «رئیس زندان» درب این سالن خالی را جوشکاری کردند. تمامی تماسها و خطوط تلفن زندان قطع شده بود، دستگاههای پارازیت انداز برای جلوگیری از اتصال موبایلهای زندانیان فعال شده بودند و زندان به حالت آماده باش کامل درآمده بود. چندین تابوت با وانت وارد زندان شده بود. چندین خودرو حامل عوامل حکومت با موتورسیکلتهای اسکورت هم به زندان آمده بودند. در بند هشت از ساعت هشت شب، صدای بلند الله اکبر و لا اله الا الله با فریادهای بلند و جمعی شنیده می شد و این شعارها تا یک ساعت و نیم ادامه داشت. صداهای آژیرهای بلند مرتب در بند سپاه شنیده میشد.
در واقع نشانه های اعدام این زندانیان از چندی پیش از روز واقعه نمایان شده بود. حدود ۴ ماه پیش از آن روز، محمد مردانی «رئیس زندان گوهر دشت» به محل نگهداری این زندانیان آمده، ضمن تهدید زندانیان که «میخواهیم همه اعدامی ها را با هم اعدام کنیم»، «وکیل بند زندانیان» را عوض کرده و «وکیل بندی انتصابی» برای ایشان تعیین کرده بود. تقریبا از همان زمان بود که زمزمه جدیتر شدن اعدام دسته جمعی این زندانیان مطرح شد.
مرداد یادآور اعدام دسته جمعی زندانیان در تابستان خونین سال ۱۳۶۷ نیز هست.
نزدیک به صد نفر نیروی ویژه و عوامل رده بالای حکومت در زندان روبروی سالن دوازده صف کشیدند. درب پایین سالن باز شد و گارد با اسلحه، باتون های برقی، گاز اشک آور، لباسهای ویژه وکلاههای ماسک دار، با تمام قوا به سالن ده که زندانیان اهل سنت در آن بودند، حمله کردند.
ساعت پنجونیم عصر، ماموران با «کلاههای درپوش دار» این زندانیان را پایین آورده، پابند و دستبند زدند. با چسب دهان آنها را بستند و با کشیدن کیسه ای بر سر آنها، به سمت «کریدور مادر» و سلولهای انفرادی بند پنج این زندان بردند. حدود یکساعت انتقال ۳۶ زندانی سالن ۱۰ به این شکل و با خشونت طول کشید و سپس به دستور «رئیس زندان» درب این سالن خالی را جوشکاری کردند. تمامی تماسها و خطوط تلفن زندان قطع شده بود، دستگاههای پارازیت انداز برای جلوگیری از اتصال موبایلهای زندانیان فعال شده بودند و زندان به حالت آماده باش کامل درآمده بود. چندین تابوت با وانت وارد زندان شده بود. چندین خودرو حامل عوامل حکومت با موتورسیکلتهای اسکورت هم به زندان آمده بودند. در بند هشت از ساعت هشت شب، صدای بلند الله اکبر و لا اله الا الله با فریادهای بلند و جمعی شنیده می شد و این شعارها تا یک ساعت و نیم ادامه داشت. صداهای آژیرهای بلند مرتب در بند سپاه شنیده میشد.
شانس! و اعدام
این برنامه اعدام فقط برای زندانیان اهل سنت نبود. سه زندانی مرتبط با سازمان مجاهدین خلق، محبوس در سالن ۱۲ به نام های افشین بایمانی، صالح کهندل و محمدعلی منصوری نیز در همان ساعت ۵ و نیم به زیر هشت احضار شده و روانه انفرادی میشوند. ایشان پس از ۵ روز از انفرادی به بند خود باز میگردند اما هنگام بازگشت این سه زندانی، یکی از ماموران به آنها گفت «خیلی شانس آوردید که اعدام نشدید.» و در پاسخ به تعجب زندانیان، ادامه داد «مثل تلفن همراه که همیشه در دسترس است یک قاضی هم همراه نیروهای ویژه بود، هر کاری که دلشان میخواهد میکنند. کسی را که به اینجا می آورند برای اعدام است. شانس آوردید به توافق نرسیدند والا اعدام بودید.»
این برنامه اعدام فقط برای زندانیان اهل سنت نبود. سه زندانی مرتبط با سازمان مجاهدین خلق، محبوس در سالن ۱۲ به نام های افشین بایمانی، صالح کهندل و محمدعلی منصوری نیز در همان ساعت ۵ و نیم به زیر هشت احضار شده و روانه انفرادی میشوند. ایشان پس از ۵ روز از انفرادی به بند خود باز میگردند اما هنگام بازگشت این سه زندانی، یکی از ماموران به آنها گفت «خیلی شانس آوردید که اعدام نشدید.» و در پاسخ به تعجب زندانیان، ادامه داد «مثل تلفن همراه که همیشه در دسترس است یک قاضی هم همراه نیروهای ویژه بود، هر کاری که دلشان میخواهد میکنند. کسی را که به اینجا می آورند برای اعدام است. شانس آوردید به توافق نرسیدند والا اعدام بودید.»
۲۵ نفر
سرانجام ۲۵ زندانی اهل سنت زیر حکم اعدام محبوس در زندان گوهر دشت، بدون اینکه آخرین ملاقات خود را با خانواده هایشان داشته باشند در زندان گوهر دشت اعدام شدند.
اسامی ۲۵ زندانی اعدام شده به شرح زیر است:
کاوه ویسی مشهور به ماموستا خالد، منصوربلاغی، کیوان مومنی فرد، عادل برماشتی، بهروز شانظری، ادریس نعمتی، طالب ملکی، وریا قادری فرد، کیوان کریمی، دشتام احمدی، فرزاد هنرجو، بهمن رحیمی، مختار رحیمی، یاور رحیمی، کاوه (ابوبکر) شریفی، آرش شریفی، احمد نصیری، محمد غریبی، امید محمودی، امید پیوند، امجد صالحی، پوریا محمدی، شاهو ابراهیمی، علی عراقی، حکمت عراقی، حمزه عراقی
اسامی زندانیان اعدام شده هیچگاه از سوی ولایت نظام، اعلام نشد. هیچ کدام از پیکرها به خانوادهها برای برگزاری مراسم خاکسپاری تحویل داده نشد و توسط نیروهای امنیتی به خاک سپرده شدند. مجوز برگزاری مراسم برای هیچیک از اعدام شدگان صادر نشد. خانواده ۲۵ زندانی اجازه عزاداری نداشتند و تنها در کنج خانه هایشان، به سوگ نشستند.
سرانجام ۲۵ زندانی اهل سنت زیر حکم اعدام محبوس در زندان گوهر دشت، بدون اینکه آخرین ملاقات خود را با خانواده هایشان داشته باشند در زندان گوهر دشت اعدام شدند.
اسامی ۲۵ زندانی اعدام شده به شرح زیر است:
کاوه ویسی مشهور به ماموستا خالد، منصوربلاغی، کیوان مومنی فرد، عادل برماشتی، بهروز شانظری، ادریس نعمتی، طالب ملکی، وریا قادری فرد، کیوان کریمی، دشتام احمدی، فرزاد هنرجو، بهمن رحیمی، مختار رحیمی، یاور رحیمی، کاوه (ابوبکر) شریفی، آرش شریفی، احمد نصیری، محمد غریبی، امید محمودی، امید پیوند، امجد صالحی، پوریا محمدی، شاهو ابراهیمی، علی عراقی، حکمت عراقی، حمزه عراقی
اسامی زندانیان اعدام شده هیچگاه از سوی ولایت نظام، اعلام نشد. هیچ کدام از پیکرها به خانوادهها برای برگزاری مراسم خاکسپاری تحویل داده نشد و توسط نیروهای امنیتی به خاک سپرده شدند. مجوز برگزاری مراسم برای هیچیک از اعدام شدگان صادر نشد. خانواده ۲۵ زندانی اجازه عزاداری نداشتند و تنها در کنج خانه هایشان، به سوگ نشستند.
بیانیه عفو بینالملل
پس از این اعدامها، عفو بینالملل نیز «تبلیغات حکومت ولایت فقیه علیه محکومان به اعدام در کشور را تقبیح کرد و آن را تلاشی برای منحرف کردن افکار عمومی از چگونگی روند محاکمه اعدامشدگان خواند.» پیش از این نهاد هم سازمان ملل، اتحادیه اروپا، دولتهای آلمان و فرانسه ازجمله سازمانها و دولتهای خارجی بودند که این اقدام نظام را محکوم کرده و مورد انتقاد قرار دادند. زید رعدالحسین کمیسر ارشد حقوق بشر این اقدام را «بیعدالتی محض» در ایران خواند.
پس از این اعدامها، عفو بینالملل نیز «تبلیغات حکومت ولایت فقیه علیه محکومان به اعدام در کشور را تقبیح کرد و آن را تلاشی برای منحرف کردن افکار عمومی از چگونگی روند محاکمه اعدامشدگان خواند.» پیش از این نهاد هم سازمان ملل، اتحادیه اروپا، دولتهای آلمان و فرانسه ازجمله سازمانها و دولتهای خارجی بودند که این اقدام نظام را محکوم کرده و مورد انتقاد قرار دادند. زید رعدالحسین کمیسر ارشد حقوق بشر این اقدام را «بیعدالتی محض» در ایران خواند.
نظرات