هدف قرار گرفتن پاسداران در جنوب حلب؛ شنیدن شدن صدای انفجار در تهران(ازسایت ایران آزادی)
مقر سپاه در جنوب حلب هدف قرار گرفت؛ اما صدای انفجار آن در پادگانهای سپاه در تهران شنیده میشود.
جنوب حلب یا تهران؟!
عصر شنبه ۲۵ فروردین پایگاهی متعلق به سپاه در جنوب حلب هدف قرار گرفت. رسانههای سوریه اعلام کردند که حمله توسط هواپیمای اسرائیلی صورت گرفت. هرچند رسانهی وابسته به حزبالله لبنان حملهی هوایی را انکار و انفجارها را ناشی از احتراق مواد منفجره در یک انبار دانست. با این همه شاهدان وجود انفجارها در این پایگاه را تأیید کردند هرچند از تلفات احتمالی آن گزارش تأیید شدهای انتشار نیافته است. [ساندی اکسپرس ۱۵ آوریل ۲۰۱۸]
قدر مسلم آن است که یک پایگاه سپاه در جنوب حلب به هنگامی که تصور میشد حملات آمریکا و متحدانش به مراکز مرتبط با رژیم سوریه در ساعات اولیه ۲۵ فروردین پایان یافته است، در عصر همان روز هدف قرار میگیرد.
چند روز پیش از این حمله در ۲۰ فروردین پایگاه دیگری که به سپاه تعلق داشت مورد حمله قرار گرفت و شماری از پاسداران در آن کشته شدند. حسن نصرالله دبیرکل حزبالله تصریح کرد که این حمله با هدف کشتن پاسداران صورت گرفته و در ۷ سال جنگ داخلی سوریه بیسابقه بوده است.
اما این دو مورد تنها مواردی نبودند که سپاه در سوریه هدف حمله قرار گرفته است. یکی از اهداف حملات ساعات اولیه شنبه ۲۵ فروردین پایگاههای تحت کنترل حزبالله لبنان – بخش لبنانی سپاه – بود. [سپاه هدف واقعی حمله آمریکا و متحدانش به سوریه، بود؟]
هدف تهران است
حمله آمریکا و متحدانش به مراکز نظامی سوریه پیش از آنکه برای ضربه زدن به تأسیسات شیمیایی اسد باشد زمینهسازی برای بیرون راندن سپاه از این کشور است؛ تحلیلی که پیش از اپوزیسیون نظام ولایت فقیه از طرف سپاه بر آن پای فشرده میشود. چرا؟
زیرا جنگ سوریه بیش از آنکه حفظ یا واژگونی اسد را هدف گرفته باشد، در پی تغییر در ایران است؛ منشأ جنگ سوریه سپاه و خامنهایست و بدون تغییر در «امالقراء» موضوع سوریه تعیین تکلیف نخواهد شد.
از اینرو شاید حتی عدم ورود کامل آمریکا و متحدانش به صحنهی سوریه، نظام را بیشتر نگران کند. تا زمانی که ضربات وارده به نظام در سوریه هشداری و مقطعیست میتوان از آن اینگونه برداشت کرد که تمرکز اصلی بر روی تغییر در تهران است.
شاید برای سپاه مطلوب آن باشد شعلهی جنگ در خود سوریه بار دیگر بالا بگیرد تا به گفتهی خودشان مجبور به جنگ در تهران نباشند؛ واقعیت اما میتواند به این صورت باشد که سوریه دیگر کانون جنگ علیه سپاه نیست؛ تنها موضوع روی میز این است که سپاه در آنجا جا خوش نکند. سد شکسته است و سیل به طرف تهران میآید.
دامن زدن به جنگهای منطقهای برای حفاظت از «دارالخلافه» در تهران تاکتیکیست که دیگر کاربرد گذشته را ندارد. ماههای آینده این واقعیت را اثبات خواهد کرد.
کارشناس آلمانی
پیش از حملهی اخیر آمریکا و متحدانش به سوریه، یوزف برامل، کارشناس آلمانی سیاست خارجی آمریکا به دویچه وله گفته بود: «به باور من، سوریه برای آمریکا حکم یک میدان فرعی نبرد با ایران را دارد. اقدام بعدی دولت آمریکا، خروج از توافق هستهای با ایران در ماه مه خواهد بود. این موضوع میتواند منجر به تشدید رویارویی با ایران شود. دخالتهای ایران در سوریه میتواند زمینههای روانی و همچنین ژئوپلیتیک رویکرد آمریکا در قبال این کشور را فراهم کند. و در این رابطه ما نباید این نکته را از یاد ببریم که ترامپ جان بولتون که از مخالفان جدی دولت ایران است را به مقام مشاور امنیت ملی خود برگزیده است. به باور من موضوع خیلی جدی است.» [دویچه وله ۲۲ فروردین ۹۷]
سپاه چه میگوید؟
تحلیلهای منتشر شده از طرف بخش مطبوعاتی سپاه در فردای حملات صورت گرفته به مراکزش در سوریه نیز تأیید کنندهی همین واقعیت بود؛ سعدالله زارعی در یادداشتی در کیهان، جان بولتون را نفر تأثیرگذار در حملات به سوریه عنوان، و تصریح کرد که حملات آمریکا و متحدانش در سوریه با هدف بیرون راندن سپاه از کشورهای منطقه است.
این قلم به دست سپاه گام را فراتر گذاشت و امتداد استراتژی بیرون کردن سپاه از منطقه را در شعارهایی مانند «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» و «سوریه را رها کن فکری به حال ما کن» در داخل کشور ردیابی کرد. قلم به دست «جوان» نیز بیپرده پوشی نوشت: «برای واشنگتن مطلوب آن است که صدای انفجارهای دمشق در تهران شنیده شود. در همین راستا پیشبینی میشود شبکه داخلی همکار غرب در روزهای آتی با برجستهسازی تهاجم آمریکا و متحدانش بخواهند در جامعه ایرانی رعبافکنی و پازل نظام سلطه را در این زمینه تکمیل کنند.» [مشرق ۲۶ فروردین ۹۷]
تقدیر سپاه
نظام ولایت فقیه فرصتی برای طرح تحلیلهای دلخوشکنک ندارد. نبردی سهمگین آغاز شده است و روزهای سختتری در انتظار سپاه و خامنهایست؛ آنها برای حفظ انسجام نیروهایشان و برای عبور از بحران یا دستکم خوب جنگیدن در صحنهی حاضر، نیازمند تحلیلی واقعگرایانه از شرایطی هستند که در آن به سر میبرند؛ آنها به درستی تشخیص دادهاند که بیرون راندن سپاه از منطقه در امتداد خط استراتژی قیام در داخل کشور است؛ آنها به درستی تشخیص دادهاند که قرار است توسط مردم ایران واژگون شوند؛ و آنها به درستی تشخیص دادهاند که جنگ از حاشیه به سمت متن در حال حرکت است.
بیتردید سپاه در کشورهای منطقه در برابر یک دو راهی قرار گرفته است؛ مرگ یا عقبنشینی؛ این پیام در کمتر از سه هفته در خاک سوریه با حمله به مراکز آنها، ارسال شده است.
در ایران نیز سپاه بهزودی در برابر دو گزینه قرار خواهد گرفت؛ تسلیم یا کنار زده شدن توسط مردم؛ سپاه هر کدام از دو گزینه را انتخاب کند راه به یک نقطه میبرد؛ پایان؛ اتفاقی که در راه است.
در همین زمینه:

نظرات